

فیلم تلویزیونی «با تو آموختم» محصول ایتالیا را گیانلو کاماریا تاورلی سال 2007 به مدت 200 دقیقه ساخت؛ که در در دو قسمت در کانال پنج ایتالیا نمایش داده شد. ژانر فیلم «با تو آموختم» درام است و پائولو کورته لِسی، ماسیمو پاجو، جاین مارکو تاگنازی و آلبرتو کراکو به ایفای نقش پرداختند.
در خلاصه داستان فیلم «با تو آموختم» آمده: ماریا دختری است که پس از اتمام تحصیلات دبیرستان تصمیم میگیرد وارد دانشکده پزشکی و جراحی شود. او اولین زنی است که در ایتالیا وارد این دانشکده میشود. نمره آزمون ورودی او خوب است، به همین دلیل رئیس دانشگاه نمیتواند از پذیرش او سر باز زند و اما مشکلاتی را برای ماریا به وجود می آورد. ماریا تبعیضات اجتماعی را نمی پذیرد و تصمیم دارد تا علم و اخلاق و انسانیت را با یکدیگر پیوند دهد. در هنگام تحقیق به صورت اتفاقی با یکی از اساتید خود به نام دکتر «موتناسانو» آشنا شده و استاد به سبب پشتکار و هوش و نبوغ ماریا از او خواستگاری کرده و با هم ازدواج می کنند که در ادامه شاهد اتفاقاتی خواهیم بود ...
اطلاعات بیشتر: Maria Montessori: una vita per i bambini (2007) TV
عنوان انگلیسی: Maria Montessori: A life for Children
سریال با تو آموختم شامل دو قسمت با دوبله فارسی، قابل پخش در کامپیوتر و دستگاه های دی وی دی پلیر خانگی موجود است.





مقالات تکمیلی
خلاصه ای از زندگی نامه ی این بانو :
«ماریا مونته سوری» در 21 آگوست 1870 میلادی در حومه شهر آنکونا کشور ایتالیا به دنیا آمد. او فرزند یک خانواده بسیار متمول بود که از همان ابتدا فرصتهای فراوانی برای رشد و بالندگی در اختیار داشت. مادر «ماریا» زنی تحصیل کرده و فرهنگی بود که در تربیت فرزند دخترش نهایت سعی و کوشش خود را انجام داد. با تمام روشنفکری مادر ماریا، پدر او ،فردی بسیار سنتی بود و از کارها و فعالیتهای دختر خود هراسناک بود.
گفته میشود زمانی که مانتیسوری در سن 10 سالگی شدیداً مریض شده بود، رو به مادر نگران خود گفته بود:
« نگران نباش مادر، من نمیتوانم بمیرم ،بسیاری چیزهاست که باید انجام دهم .»
پس از اتمام تحصیلات عمومی ، وقتی ماریا مونته سوری با حمایت مادر در دانشکده پزشکی ثبت نام کرد، پدرش که یک کارمند موفق دولت بود برآشفته شد و این کار را توهینی به پیشینیهی خانوادگی خود دانست.
علاوه بر آقای مونته سوری بسیاری از آشنایان و بستگان آنها نیز از این اقدام جسورانهی ماریا تعجب کردند و حتی گروهی فکر کردند که مسوولین دانشگاه متوجه نشده اند که ماریا یک دختر است.
در آن سالها حضور دختران در رشته پزشکی کاری غیر ممکن بود و هیچ دختری از جنبهی اجتماعی جسارت ورود به دانشکدهی پزشکی را نداشت. اما ماریا وارد دانشکده شد و در تمام سالهای تحصیل سعی کرد که دانشجوی نمونهای باشد. در تمام دورهی تحصیل فشار، تحقیر و آزار استادان و دانشجویان دیگر را تحمل کرد.
ماریا مونته سوری سالهای سال تنها دختر دانشجو در رشته پزشکی بود. و درسن 26 سالگی به درجه دکترای پزشکی نائل آمد نکته جالب این که او نخستین پزشک زن ایتالیاست
1- ماریامونته سوری در سال 1986 به عنوان دانشجوی نمونه دانشکده پزشکی نشان افتخار دریافت کرد. در همین سال پدر ماریا پس ازسالها قهر و آزردگی به واسطه ی موفقیتهای دخترش مجبور به پذیرش انتخاب او شد.
ماریا اولین دختری بود که در کشور ایتالیا از دانشگاه پزشکی فارغ التحصیل شد. طبیعی است که کار کردن در چنین شرایطی ساده و راحت نبود. بسیاری از بیمارستانها و مراکز بهداشتی حاضر به استخدام یک پزشک زن نمیشدند و یا بیماران ، پزشکان مرد را به پزشک زن ترجیح میدادند.
2- ماریا مونته سوری مبارزه دیگری را آغاز کرد. در همین سالها نام مونته سوری برابر با جسارت، گستاخی و سرسختی او در کار و آرمان هایش بود. به دلیل سختی بازار کار، او سرپرستی یکی از مراکز کودکان بیمار و معلول را پذیرفت ودر همین سالها سعی کرد که فرصتهای فراوانی را برای بهداشت و درمان آنها فراهم کند. او درحین کار متوجه برنامههای آموزشی و تربیتی کودکان شد. او دریافت که محیط این گروه از کودکان هیچ فرصتی را برای به وجود آوردن تجربههای نو و ارزشمند فراهم نمیکند. به همین دلیل سعی کرد تا برنامههای متعددی را در این زمینه برای کودکان معلول به وجود بیاورد.
3- کار برای کودکان از همین سالها برای او جدی و مهم شد. وقتی که عرصهی فعالیت برای او تنگ شد، تصمیم گرفت که در حوزهی تعلیم وتربیت ، فلسفه و مردم شناسی مطالعه کند. باز هم به دانشگاه بازگشت و در این رشتهها به تحصیل مشغول شد.
تحصیل در رشته روان شناسی او را با معلمان بزرگی چون فروبل، پستالوژی و روسو آشنا کرد. او در این مسیر با الگوهای باز آشنا شد و به مشکلات و مسایل آموزش کلاسیک پی برد.
4- او که از دوران کودکی تحت فشار برنامههای آموزشی خشک مدارس بود، تصمیم گرفت تا فرصتهای متنوع دیگری را برای کودکان فراهم کند. او در این مسیر آموخت که نمیتواند به شیوه کارشناسان رفتار نگر کودکان را مجبور به فراگیری یکسری از اصول و یا اطلاعات کند. او معتقد بود که کودکان باید حق انتخاب داشته باشند و در انجام کارهای خود آزادی را تجربه کنند. به این منظور الگویی جدید را در آموزش کودکان خردسال آغازکرد.
5- در سال 1906 مسوولیت یک مرکزبا 50 کودک بسیار فقیر ، در یکی از محلههای فقیرنشین حومه رم (محله سنت لورنزو) را، به عهده گرفت. مردان و زنان این محله مجبور به کار در معدنهای مختلف بودند و یا به شغلهای بسیار سخت و طاقت فرسا تن میدادند. کودکان این خانوادهها در محیط بی روح، بی رنگ و فاقد امکانات اولیه زندگی میکردند. در ابتدا مونته سوری قرار بود که به وضعیت بهداشتی این گروه از کودکان بپردازد، اما با تجربههای قبلی و با دانشی که به دست آورده بود، به برنامههای آموزشی کودکان پرداخت و سعی کرد تا فرصتهای متنوع آموزشی را برای این گروه از کودکان به وجود بیاورد.
6- در این مدرسه که سرای کودکان نام داشت او متوجه شد که کودکان محروم حتی در چنین مناطقی برای یادگیری شور و شوق دارند و از آموختن لذت میبرند. به عبارت دیگر او متوجه شد حتی اگر بر خلاف رفتارگراها با پاداش و تنبیه انگیزههای بیرونی کودکان را کنترل نکنیم، انگیزههای درونی کودکان برای
یادگیری به مراتب قوی تر است. بدین ترتیب او نظریه انگیزههای درونی را در برابر رفتارگراها مطرح کرد و به دفاع آن پرداخت.
ماریا مونته سوری به عنوان یک نظریه پرداز در حوزهی تعلیم و تربیت به شکل جدی رو در روی تفکر روان شناسان و متخصصین رفتارگرا ایستاد و با آنها مخالف کرد.
7- با آشنایی مونته سوری با روان شناسی گشتالت، از پیروان این دیدگاه روان شناسی شد و توانست الگوی آموزشی این دیدگاه را در مراکز آموزشی خود اجرا کند. در سال 1909 میلادی روش خود را در آموزش کودکان به طور رسمیاعلام کرد و گروهها وافراد مختلف را برای بازدید از مرکز خود دعوت کرد. مونته سوری بیش از هر چیز تلاش کرد تا با فراهم کردن وسیلههای مختلف ، مهارتهای کودکان را ارتقا دهد و آموزشهای پایه ای را برای کودکان محروم به وجود بیاورد.
8- خبر فعالیتها و موفقیتهای او خیلی زود در سطح کشور پخش شد. پس ازمدتی مراکز دیگری در بخشهای مختلف شهر رم تاسیس کرد و گروههای مختلف کودکان جذب این مدرسهها شدند. چیزی نگذشت که افراد سرشناس شهر مایل بودند که فرزندان خود را به مرکز مونته سوری بسپارند. ماریا مونته سوری در سمینارها و نشستهای مختلفی در سراسر کشور شرکت کرد و سعی کرد تا دیدگاه خود را به دنیا معرفی کند. دیدگاههای او در آموزش کودکان همراه با اصلاحات اجتماعی بود که از دید بسیاری از دولتهای فوق خوشایند نبود.
9- با روی کار آمدن موسولینی در ایتالیا، مونته سوری به عنوان تبعید سیاسی به اسپانیا رفت اما در آنجا هم سعی کرد که مراکز آموزشی خود را راه اندازی کند. از آن تاريخ به بعد، شهرت ماريا مونتهسوري كه بهنظر ميرسيد در ايتاليا كمرنگتر شود، در خارج از كشور گسترش بيشتري يافت. خطر و هراس وقوع جنگ در خارج از ايتاليا كه تقريباً تمامي مردم اروپا را نگران كرده بود، مانند باري بر روي دوش مونتهسوري سنگيني ميكرد. نگرانيهاي عميق او ناشي از مسائل و مشكلات سياسي جنگ نبود، بلكه به دليلِ ايجاد مشكلات در جوامع انساني بود. اين مسائل بهطرز شگفتآوري او را بهسوي مشكلاتي كشاند كه در دوران جوانياش در رابطه با كودكاني كه در سن رشد بودند با آنها مواجه بود. قدرت فكري فوقالعادهي او، يك بار ديگر وي را به سمت جلو فراخوانده بود. تجربيات وي در زمينهي كار با كودكان معلول، موجب شده بود كه او به حقايق مربوط به پيشرفت انسان دست پيدا كند و بنابراين مسائل مربوط به جنگ در آن زمان باعث ايجاد يك انگيزهي قوي در ماريا مونتهسوري شد تا دربارهي حقايق جديد زندگي بشري تحقيق كند.افتخارات بین المللی مونته سوری روز به روز بیشتر وگسترده تر میشد. زنی متخصص که دنیا به حرفهای او توجه میکرد، اما در کشور خود نبود و به عنوان یک پناهنده در سطح دنیا معرفی میشد. موسولینی مجبور شد که درسال 1930 میلادی رسما از او دعوت کند تا به کشور بازگردد. او مدتی در ایتالیا ماند و به گسترش مراکز آموزشی خود مبادرت کرد. در طی چند سال نیز به معرفی برنامههای خود پرداخت و افراد بی شماری را در این حوزه آموزش داد. از آن جا که مونته سوری بر آزادی و استقلال در آموزش اصرار فراوان داشت این آموزشها با سیاستهای فاشیستی دولت موسولینی همخوانی نداشت. بدین سبب - در سال 1932، تداوم فعاليتهايش در ايتاليا به امري دشوار و تقريباً غيرممكن تبديل شد و در سال 1934 تمامي درهاي وطنش، پشتسر او بسته شدند. او بار دیگر از ایتالیا گریخت و آن وقت به دستور موسولینی تمام مدارس مونته سوری در ایتالیا بسته شدند.
10- با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1940 به کشور هلند رفت ومدتی در این کشور زندگی کرد . با پیشروی ارتش هیتلر، او از هلند به کشور هندوستان رفت و تا پایان جنگ جهانی دوم در هند ماند. او در هند مدارس و مراکز آموزشی خود را سازماندهی کرد و در همین سالها با دیدگاههای صلح طلبانه گاندی آشنا شد. مونته سوری در این سالها مبحث صلح و آموزش کودکان را در برنامههای خود دید و به عنوان یک مدافع صلح در آموزش کودکان فعالیت کرد. او در سال 1946 به انگلستان رفت و به تکمیل تحقیقات خود پرداخت. او در طی سالهای فراوان سعی کرد که از مدرسه هایی که مدافع الگوی باز و یا در مقابل رفتارگراها بودند حمایت کند.
11- ماریا مونته سوری در اواخر عمرش از طرف مراکز معتبر علمیوبین المللی افتخارات فراوانی دریافت کرد که بخشی از آنها عبارتند از :
- مدال افتخار یونسکو در آموزش
- مدال افتخار خانواده سلطنتی ملکه انگلستان در امر آموزش کودکان
- دکترای افتخاری فلسفه از دانشگاه آمستردام
12- الگوهای آموزشی مونته سوری در کشورهایی مختلف مورد استقبال فراوان قرار گرفت. در کشور آمریکا تقریبا از دههی 80 میلادی تلاش هایی برای راه اندازی مهدهای کودک و مدارس مونته سوری آغاز شد. مدافعین و طرفداران مونته سوری سعی کردند تا با تغییرات، روز آمد کردن وبهسازی این الگو، از روشها و دیدگاههای مونته سوری در مراکز آموزشی خود استفاده کنند. در حال حاضر کشور آمریکا وانگلستان از مراکز مهم ترویج و گسترش این الگوی آموزشی هستند. همچنین صدها مرکز آموزشی در سراسر دنیا براساس چنین الگویی کار میکنند و خدمات خود را ارایه میدهند.
نظرا ت
حدود نیم قرن پیش مربیان بزرگ تعلیم و تربیت مانند فروبل، پستالوزی، دکردلی ومونته سوری که از پیشروان مکتب فعال در آموزش و پرورش محسوب می گردند شیوه کار مهد کودکان را مورد سوالقرار دادند زیرا آنان برای کودکستان ها رسالتی بسیار مهمتر از سرگرم کردن کودکانقائل بودند. این مربیان با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت، با ارائهروشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند.
یکی از این صاحب نظران که عقاید او بسیار مرهون ژان ژاک روسو بود، خانم مونته سوری بود. مونته سوری در تعلیم وتربیت ، بعنوان یک آموزگار پژوهشگر و یک مربی صاحب نظر از شهرت بالائی برخوردار است. نظریا ت او در تفکر رشد نگر از اهمیت بالائی برخوردار است . او از نخستین کسانی بود که مراحل حساس و بحرانی را در رشد روانی شخص بررسی و بحث کرده است. و بالاخره در رابطه با فراگیری زبان روشهای ابداعی جدید و مطلوب عرضه نمود.
علاوه بر این ها او نظرات ارزشمندی در مورد صلح جهانی و بازسازی تعلیم و تربیت ارائه نمود که مورد توجه جهانیان قرار دارد. برای آشنایی بیشتر از خوانندگان محترم دعوت میکنم به آثار و مکتوبات و سخنرانی های این مربی صاحب نام که برخی از آنها در پیوست آمده است ، مراجعه نمایند. مختصرا ً به برخی از مهمترین نظرات او به صورت تیتر وار اشاره می نمایم .ماریا مونته سوری معتقد بودند که:
۱- ساختارهای شخصیت کودک قبل از دوران دبستان شکل می گیرد و این ساختار بدون شک بررفتار، نگرشها، ارتباط او با خود و دیگران بر سرنوشت تحصیل و زندگی بزرگسالی اوتأثیر عمده ای خواهد داشت.
۲- مراحل رشد کودکان شامل مراحل حساس و بحرانی است که در عمل، در هر دوره ، با کودک متفاوتی روبرو هستیم ودر آموزش باید به این مراحل و ویژگی های هر دوره توجه نمود. این مراحل عبارتند از : ۱- مرحله از تولد تا هفت سالگی که در این مرحله به ترتیب ، مراحل حساس تاکید بر نظم،پرداختن به جزئیات ،بکار گیری دستها،راه رفتن،فراگیری زبان،و... دیده میشود. مونته سوری در بیان شرایط این مرحله می گوید:«همه این فراگیری ها خودبخودی است و بدون معلم انجام می شوند و در سنین تا قبل از هفت سالگی انجام میشود و وقتی که کودک همه کارها را به تنهایی انجام داده است ،ما تازه آن موقع او را به مدرسه می فرستیم و به عنوان یک کار بزرگ سعی میکنیم به او الفبا بیاموزیم ! »همچنین ما گستاخی را به حدی میرسانیم که تمام توجهمان را روی عیوب و کاستی های کودک متمرکز می کنیم که در مقابل تواناییهای او بسیار ناچیزند. همچنین معتقد است بر حسب اینکه محیط زندگی کودک دارای تمدنی ساده یا پیچیده باشد، تار ذهنی او ( ذهن کودک را به شبکه تار عنکبوتی تشبیه نموده که در پی شکار لحظه ها و درک پدیده ها دام گسترده است. ) کوچک تر یا بزرگتر خواهد بود و به او امکان رسیدن به هدفهای کمتر یا بیشتروبزرگتر را می دهد و لذا برغنی سازی محیط تاکید می نماید. عملا ،این مرحله ،فعالیتهای موسوم به « تمرینات زندگی روزمره » را شامل می شود،و با کنار زدن حدو حدود طفولیت ، رو به سوی استقلال و خودکفایی میرود. لذا در این مرحله تمرینات بردباری ،دقت و تکرار اهمیت فراوانی دارند. ۲- هفت تا دوازده سالگی : نیاز کودک به رهایی از محیط بسته و محدود،آشنایی با فرهنگ و تمدن و تجربیات اجتماعی ،مرحله گذر از ادراک حسی به تفکر انتزاعی ،با تحول در مسائل اخلاقی، تمایل به قضاوت کردار، ظهور وجدان ، درک مفهوم عدالت وتوجه به آن ،در این مرحله «عدالت در توزیع» در هر چیز،از تنبیه و تشویق گرفته تا هر رفتار خاص دیگر،و رعایت مساوات ،آنقدر مهم تلقی می شود که از انحراف شخصیت فرد بسوی خودخواهی و انزوا جاوگیری میکند.در این مرحله باید ها و نباید ها، تمرینات اخلاقی و ارزشی مانند کمک به ضعفا ،کهنسالان،بیماران ، همچنین تمرینات ورزشی ، راهپیمائیهای طولانی ،که موجب رویارویی با یک زندگی جدی تر و سخت تر است ، توصیه می شود. در اینجا تفاوت یک معلم که کودکان را به یک گردش معمولی می برد با تشکیلاتی مانند پیشاهنگی،آشکار می شود.اولی آنها را فقط از یک محیط بسته خارج می کندو آنها را به راه رفتن وادار میکند تا محیط اطرافشان را از طریق حواس دریافت کنند.اما این امر به هیچ وجه باعث علوّ شخصیت نمی شود چرا که کودک به طور غیرفعال در آن شرکت می جوید ، برعکس اگر بچه ها آگاهانه وبرای هدفی مشخص که آزادانه انتخاب کرده باشند،از مدرسه خارج شوند،نتیجه کاملا فرق خواهد کرد،همچون پیشاهنگی که گردهمائی آزادانه کودکان با اهداف اخلاقی است، و جذابیت آن ،با گردشهای طولانی ،شبهایی در هوای آزاد،مسئولیت هر فرد در قبال کار خود ،آتش ،اردو زدن و کمک کردن و ... با پیوستن آزادانه فرد به جامعه هم سن و سالش ، ضمن اینکه وجدان فرد راتقویت میکند، رضایت مندی خارق العاده ای نیزایجاد می کند ،چرا که دستاوردهای کودکی خویش را بکار می بندد و با حقایق آشنا می شود. تعلیم و تربیت در این دوره باید به عنوان راهنما عمل کند،چیزی که برای کودک مهم است، احساس امنیت و ارامش در بزرگسالان است.۳- مرحله 12 تا 18 سالگی :
۳-در نظر گرفتن مدرسه به عنوان محل ارائه آموزش یک دیدگاه است ،و در نظر گرفتن آن به عنوان محل آماده سازی برای زندگی ،نقطه نظر دیگری است در مورد دومی ،مدرسه باید تمام نیازهای زندگی را برآورده سازد. تعلیم و تربیتی که مبتنی بر اصلاح کودک باشد یا او را مجبور کند ماهیت واقعی خویش را انکار کند، چنین تعلیم وتربیتی کودک را به طرف ناهنجاریها سوق میدهد.برعکس دوره پیش آهنگی که کودکان را در خارج از محیط مدرسه ،با زندگی سازمان یافته آشنا می سازدهمواره در این راستا مورد توجه بوده است.
۲- كودكان بايد معلم ما باشند؛ نبايد به كودكان بهعنوان موجودات ضعيف و بيدفاعي نگريست كه نيازهايشان تنها حمايتشدن و كمك گرفتن از ديگران است، بلكه آنها موجوداتي الهياند كه از لحظهي تولد داراي زندگي پرجنب و جوشي از نظر روحي هستند و به وسيلهي فطرت هوشمندي هدايت ميشوند كه به آنها توانايي ساختن شخصيت انساني را ميدهد. از آنجا كه اين كودكان، بزرگسالان آينده هستند ما بايد آنها را بهعنوان شكلدهندهي اصلي بشريت بپذيريم. بزرگترين راز پيدايش ما در درون كودك نهفته است و آنچه انسان را به كمال ميرساند در درون او متجلي است.
كودكان معلمان ما هستند. اما با درنظرگرفتن كودك بهعنوان موجودي بياراده و بدون رهنموهاي دروني، بزرگسالان او را مجبور به تسليمشدن درمقابل خواستههاي خود ميكنند. بنابراين، بزرگترها تمايلات طبيعي و حساس كودك را سركوب ميسازند و در درون او مخالفتها و مقاومتهاي سرسختانهاي را بيدار ميكنند كه به انحطاط و بيماريهاي رواني منجر ميشود.
۳- در آموزش ، اشیاء بهترین مربیان هستند ، ماریا معتقد بود اشیائی که حواس کودکان را تحریک می کند و به آنان امکان فعالیت جسمانی می دهد،بسیار میتوانند اثربخش باشند .او ابتدا مهره هایی برای به نخ کشیدن،تکه پارچه هائی برای دوختن دگمه، وصل کردن مهره ها و به بند کشیدن آنها ،و درمرحله بعد که احساس کرد کارش نتیجه مناسبی داده است ، حروف الفبا را با قطعات چوبی ساخت و با این روش خواندن و نوشتن را به بسیاری از کودکان آموخت.
۴ - یکی از نکات مهم در رشد حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود
۵ - كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد.
۶- مونته سوری نسبت به خیال پردازی و تخیل کودکان حسی بدبینانه و انتقاد آمیز داشت و با اینکه معتقد به رعایت تمایلات طبیعی در رشد کودک بود،خیال پردازی را رد میکرد و معتقد بود کودک عاشق این است که در عوالم سحرآمیز غیر واقعی سرگردان شود اما با این کار او ارتباط خود را با دنیای واقعی از دست میدهد و داستانهای خیالی مانند جن و پری و بابا نوئل تنها او را به ساده لوحی تشویق میکندچون برخوردی غیر فعالانه دارد و فقط دریافت کننده است ،قدرت تشخیص و داوری در او پرورش نمی یابد ،در حالی که به این دو نیاز دارد.اگر بخواهیم تخیل خلاق را در کودک پررورش دهیم ،باید قدرت مشاهده و تشخیص او را در دنیای واقعی پرورش دهیم .
۷- اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده. اگر از کودک مدرسه مونته سوری بپرسند : خواندن را از که آموختی ؟ پاسخ خواهیم شنید:«از هیچ کس ،من فقط کتاب را می خوانم تا ببینم آیا میتوانم آن را بخوانم.»
۸- «آموزش براي صلح» با هدف برقراري صلح پايدار
۹- بازسازي اجتماعي و صلح با هدف آزادي و اتحاد جوامع بشري
فعالیت ها
صرف نظر از اعتقادات پايدار قبلياش در مورد اينكه كودكان بايد معلم ما باشند و نظرياتش در مورد آزادي و اتحاد جوامع بشري، وي متوجه مشكلات پيشرفت اجتماعي شد، از اين رو مبارزهاي را با عنوان آموزش آغاز كرد. مونتهسوري اعلام كرد كه هدف از آموزش، برقراري صلح پايدار و كار سياستمداران، دورنگهداشتن دنيا از جنگ است. جرقههاي انديشهي او باعث ايجاد اميدواري ميان كشورهاي اروپايي شد. تشكلات و گروههاي سياسي به پشتيباني از او برخاستند و از انديشههاي آموزشي او و ايدههايش در مورد اينكه كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند، استفاده كردند. هنگاميكه ماريا مونتهسوري در صحبتهايش به صلح و جنگ اشاره كرد، برداشتهاي مختلف از مفهوم اين لغات، باعث ايجاد مفهوم جديدي از نقد و بررسي شد و مفاهيم كهنه و سنتي دربارهي جنگ و صلح را از بين برد و همچنين اين برداشتها جرقهاي تازه در افكار مدرن امروزي ايجاد كرد.
ماريا مونتهسوري با دقتي زياد و صادقانه كه هميشه در تحقيقاتش براي يافتن حقيقت به كار ميبرد، اين مسئلهي جديد را بررسي و آزمايش كرد. او در سال 1932، در يك سخنراني معروف كه در اين پیوست این مقاله نيز آورده شده است، در اداره بينالمللي آموزش در ژنو، كه در آن زمان مركز جنبشهاي صلحآميز اروپاييها بود، دربارهي مسئله صلح سخنراني كرد. در سال 1936 يك كنگرهي صلح اروپايي به بررسي جنبههاي سياسي اين مسئله پرداخت. در آن كنگره كه در شهر بروكسل برگزار شد، ماريا مونتهسوري در مورد مسئله صلح سخناني ايراد كرد و همچنين چند تن از سخنگويان سياسي و برجسته اروپايي نيز در آن كنگره سخنراني كردند.
هنگام وقوع جنگ داخلي در اسپانيا، او به لندن رفت و در انگلستان نيز در مورد صلح سخنراني كرد. در سال 1937 دولت دانمارك از مونتهسوري درخواست كرد تا در تالار پارلمان كوپنهاگ براي يك كنگرهي مهم با عنوان «آموزش براي صلح» سخنراني كند. دكتر مونته سوري در سخنرانياش به مسائلِ اخلاقي بشر اشاره كرد. تحت حمايت و كمك مالي يك مؤسسهي علمي پيشرفته، مونتهسوري در مدرسهي بينالملي فلسفه، در دسامبر1937، سه سخنراني ايراد كرد و در ژوئيهي سال 1939، همراه با گسترش و شدت گرفتن جنگ، براي انجمن جهاني مذهب، كه يك مؤسسهي مذهبي بينالمللي بود، سخنراني كرد.
ماريا مونتهسوري در آن زمان تمامي تفكرات اجتماعي، سياسي، علمي و مذهبي را از ذهنش دور كرده بود. دانشگاهها، مؤسسات و انجمنهاي كشورهاي مختلف، در تصميمگيريهاي خود براي تحول و بازسازي جامعهي بشري همگام و متحد شده و دكتر مونتهسوري را بهعنوان كانديداي جايزهي نوبل صلح در سال 1949 و 1950 درنظر گرفته بودند.
تلاشهاي بيوقفه و دلسوزانهي او طي سالهاي فعاليتش در هندوستان، كه از سال 1939 شروع شده بود، باعث ايجاد يك پايهي علمي دربارهي بازسازي اجتماعي و صلح جهاني شد و همچنين موجب شد كه مونتهسوري يك نظريهي منسجم و يكپارچه را براي خوانندگانش در كتابي با عنوان تفكرات جذابارائه كند.
اینک چکیده ای از اهم فعالیتهای مونته سوری را، برای یادآوری بیشتر بیان میکنیم :
۱ . راه اندازی اولین مرکز بهداشتی – تربیتی در محله فقیر نشین رم
۲ . تلاشهاي خستگيناپذير به منظور يافتن راهي جديد در عرصهي آموزش
۳ . افتتاح اولين خانهي كودك در ششم ژانويهي سال 1907 در شهر رم
۴ . انجام آزمايشات مكرر در مورد حالات ذهني و رواني كودكان و ويژگيهاي شخصيتي آنها و رابطه آن با روش سنتي و اضطرابآور آموزشي در خانه و مدرسه
۵ . كاركردن با كودكاني از جوامع و فرهنگهاي مختلف در سراسر دنيا
۶ . ارائهي يك نقد و بررسي دقيق از اشتباهات و آسيبهايي كه در گذشتهي كودكان وجود داشته است. هدف اصلي نوشتههاي ماريا مونتهسوري به وجودآوردن درك جديدي از تواناييها و نيازهاي كودكان، بهويژه در نخستين سالهاي رشدشان ، بدون ديدگاه منفي و منتقدانه، بوده است.
۷- نوشتن مقالات و کتاب های متعدد
۸- سخنرانی های پرشور در مورد موضوعاتی چون توجه به نیازهای کودک، اصلاح سیستم آموزشی ، آموزش برای صلح ،
۹- راه اندازی مدارس نوین با روش آموزشی کودک مداری و عمل گرایی
10- استفاده از آموزش و پرورش برای گسترش صلح و دوستی بین ملتها
نكات ويژه و مورد توجه در شيوه آموزشي مونتهسوري:
با آموزش كودكان در سال هاي حساسي از زندگی خود ، شيوه ي مونته سوري نه تنها كودكان را از كودكي طبيعي شان محروم نمي كند، بلكه پيشرفت هاي ذهني و هوشي آنها را سرعت مي بخشد. دوران حساس زماني است كه يادگيري كودك به سادگي انجام مي گيرد و بيشترين واكنش را به محيط آموزشي دارد. تحقيقات نشان داده است كه ذهن كودك توانايي جذب كامل بخش مختصري از مهارت ها را دارد. بنابراين بهتر است كه آموزش ازطريق دستورالعمل هاي طبيعي دوران كودكي باشد.
ساختار خاص وسايل و كاربرد آنها در كلاس موجب خلاقيتكودكان ميشود. با معرفي وسيلهاي جديد، كودك هيجانزدهميشود و بعد ازمعرفي و شناساندن آن توسط معلم، تمام تلاشش راميكند كه روي آن تسلط كامل پيدا كند. استفادهيمناسب از اشيا در محيط آموزشي كودك امري حياتي است. ساختار در يادگيري كودك بسيارمؤثر است زيرا كودكان در ساختار، نظم و تكرار را ميبينند و احساس امنيت ميكنند.
تمركز به دقت وآرامش و گاهي اوقات نشستننيازدارد. براي كودك بسيار مهم است كه با هدفثابتي خود را مشغول انجام يك كار كه خود نيز آن را انتخاب كرده است، بكند. وقتيكه بچهها كارشان را شروعميكنند به محل و مكاني مناسبنيازدارند تا خود همه چيز رابهطور عملي تجربه كنند. زيرا آنان ازطريق تجربه بيشتراز زمانيكه به آنها ميگويند كه چهكار كنند، چگونه آن را انجام دهند و در كجا به كاربپردازند، رشد ميكنند. اما همچنان توجه به برنامههاي آموزش فردي براي تكتك دانشآموزان كلاس از اركان اصلي اينشيوه است.
زمان كافي براي فعاليتهاي گروهي و رشد اجتماعي وجود دارد. كلاسهاي مونتهسوري بايد كودك را تشويق بهايجاد رابطهي هدفمند باديگران در كلاس كند. به علت سن دانشآموزان، كمكهاي دوطرفهي همكلاسيها به يكديگر و احترام بهاستقلال كودكان تشويق ميشود، اما هرگز تحميل نميشود. يك كلاس مناسب دربرگيرندهي مكالمه، فعاليتهاي بيروني، موسيقي و حركت در كلاساست.
وقت كافي برايبازيهاي تخيلي،موسيقي، هنر و خلاقيت وجود دارد. كودكان بايد داستانسرايي كرده و آن داستانها را بازي كنند تا در آنها اعتماد به نفسرشدكند. بايددر كلاسابزارهنرهاي بصري براي پرورش برخي خلاقيتها فراهم شود. دكترمونتهسوري به وجود يك برنامه موسيقي اصرار داشته، معتقداست كه موسيقي بخشي خاص از خلاقيت كودك را رشدميدهد. امروزه بسياري ازكلاسهاي مونتهسوري براي بالابردن كيفيت آموزشي از يك مربي موسيقياستفاده ميكنند.
در كلاسآزاديهاي زيادي براي كودك درنظر گرفته شده است. اصل بنياديشيوهي آموزشي مونتهسوري، آزاديكودك است. آزادي عمل فردي موجب رشد شخصيت و كمال دانشآموز ميشود. البته داشتن آزادي بيش از حد، براي مثال آزاديدر استفاده از وسايلي كه هنوز برايش مجهول هستند و به او معرفي نشدهاند، فقط ذهن كودك را مشغول ميكند. يك معلم خوب هميشه مراقب پيشرفت دانشآموزان است.
روي مهارتهاي زندگي تأكيد زيادي ميشود. كودكان راجع به انجام برخي كارهاي روزمره بسيار كنجكاوهستند. تمرين چنين فعاليتهايي تواناييهاي حسي، مهارتهاي حركتي، همكاري، قدرت عمل و اعتماد به نفس واستقلال كودك را رشد ميدهد.
هدف آيندهسازي است. همه ميدانيم كه ويژگيهاي بنيادي مثل شخصيت، گيرايي و آرامشدر سالهاي كودكي شكل ميگيرند. براي رشد اين ويژگيها شيوهي مونتهسوري بسيار مؤثر است و كودكان در هر مقطعيميتوانند از مزاياي آموزشي آن بهره مند شوند. آموزش مونتهسوري كودكان را براي تحصيلات و زندگي آتي آمادهميكند و با يك شيوهي آموزشي سازمان يافته به موفقيت، رشد، استقلال،اعتماد به نفس و عشق نزديكتر مينمايد.
يك معلم خوب و دلسوز درمي يابد كه دانش آموزان نياز دارند به درستي راهنمايي شوند تا به نتيجه ي دلخواهشان برسند. تشويق كردن اما نه با جايزه، از برنامه هاي هر روز است، زيرا كودك به تأييد كارهايي كه انجام مي دهد نياز دارد. آموزشگر بايد دقيق باشد، زيرا تشويق و تحسين او نبايد به كودك احساس فوق العاده بودن و استثنايي بودن را انتقال دهد. علاوه بر آن، معلم كاردان، هميشه كودكان را راهنمايي مي كند تا مطمئن شود كه هريك از كودكان كار خود را به درستي انجام خواهند داد. (سایت دانشگاه الزهرا)
در تعلیم و تربیت روش ماریا مونته سوری علاوه بر اینکه بر دیدگاه کودک مداری استوار است تاکید زیادی بر روی یادگیری از راه بکار بردن حس ها و بطور کلی یادگیری از طریق فعالیت های یادگیرنده و راهنمایی های معلم می نماید .وسایل و دستورالعمل های او همگی بروی اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده متمرکز است .(مقدمات برنامه ریزی پروند،ص 141 )
مونته سوری در شیوه آموزشی خود توجه و تاکید زیادی بر موسیقی ، هارمونی و حرکات ریتمیک در آموزش داشت.تا آنجا که او حتی از شیوه های آموزشی موسیقی نیز انتقاد کرد و آن را نیز متحول نمود. اهالی موسیقی در بیان و تمجید روش کار و شیوه ی آموزشی او ، ضمن اینکه او را «کودید مونته سوری » مینامد در مورد مونته سوری مینویسند: ( به نقل از سایت خانه هنرمندان )
کودید مونته سوری : او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت.
بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او به عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد.
اولین نتیجه ای که می توان از این روش گرفت این است که فرآگیری کودک بسیار آزاد است و آنرا در هیچ سیستمی نمی توان محدود کرد و به عقیده او ، اشیاء بهترین مربیان هستند. او محیطی را بوجود آورد که در آن اشیاء همگی واقعی هستند، یعنی هیچ اسباب مصنوعی وجود ندارد. مونته سوری معتقد است کودک را نباید رها کرد بلکه مربی باید گام به گام با او حرکت کند. البته نه اینکه مثل کودکان رفتار کند، ولی حتی الامکان سعی نماید بیاموزد که چگونه با کودک رفتار کند.
مونته سوری پس از همکاری با دوست موسیقیدانش "ماچرونی" (Maccriaronni) اساس دوره های آموزشی خود را بر مبنای درک مفاهیم موسیقی بنیانگذاری کرد. ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد و معتقد بود بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور نیز "ماچرونی" با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت به کودکان می آموخت که چگونه به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند عکس العمل نشان دهند. ( سایت خانه هنرمندان )
در دومین سمینار تخصصی رویکردهای آموزشی سمینار آشنایی با الگوی «ماریا مونته سوری» به منظور معرفی دیدگاهها و نظرات این مربی کودک ایتالیایی، از سوی انجمن پژوهشی کودکان دنیا روز چهارشنبه دوم اسفندماه در تالار ناصری خانهی هنرمندان ایران برگزار شد. متن بالا خلاصه ای است از زندگی نامه ی این بانو که خواندید...
در متن زیر اصول و نظرات مونته سوری را که در یکی از مدارس مجری و پیرو عقاید مونته ســــوری در ایران اجرا میشود ، با هم مرور میکنیم:
نام این مدرسه : مجتمع آموزشی مهدوی ( شامل خانه کودک، دبستان ، راهنمائی و ... )
محل آموزشگاه : تهران
اولين خانه كودك مونته سوري در ايران با 104، كودك پيش دبستاني و 12 دانش آموز راهنمایي
دوره پيش دبستان(خانه كودك مونته سوري)
دوره پيش دبستان به عنوان اولين جايگاه رسمي آموزش، نقش حياتي و بسيار اثرگذار را در تصور ساده و سپيد كودك، رقم مي زند. چگونه بودن اين دوره ، از فضاي فيزيكي تا شخصيت مربيان و روشهاي آموزشي تا حدود زيادي نگاه و باور كودك را نسبت به آموزش رسمي و مدرسه جهت مي دهد.
اصول دوره پيش دبستان
1- پرورش اصول معنوي و اخلاقي در كودك
2- توجه به تفاوت هاي فردي كودك
3- هم آموزي
4- پرورش اصل عزت نفس و احترام به خود و ديگران و محيط
5- توجه به تفكر و اصول فرهنگ بومي
6- پرورش حواس كودك با اصول كودك محوري
7- شناخت حدود آزادي و قبول مسئوليت
8- رشد زندگي اجتماعي و مهارت هاي ارتباط
9- رشد مهارت هاي مديريتي
10- آموزش و پرورش مهارت هاي اساسي زندگي و استقلال كودك
برنامه و روش آموزش پيش دبستاني
روش آموزش در خانه كودك مونته سوري ارتباط مستقيم با مسير طبيعي رشد و سطح توانايي جسماني و رواني كودك دارد.
بسته آموزشی که در این آموزشگاه به کودکان و مربیان توصیه میشود شامل کتاب نظریه ها ، کتاب راهکارهای عملی و فیلمآموزشی ، است که در اختیار آنان قرار میگیرد .
برنامه آموزش
برنامه هاي آموزش در كلاس هاي خانه مونته سوري شامل بخش هاي زير مي باشد:
1- مهارت هاي زندگي
2- فرهنگ و هنر
3- حساب
4- زبان آموزي (فارسي- انگليسي – فرانسه)
5- پرورش حواس (حسي)
مهارت های زندگی : تمرين مهارت های ویژه ای با استفاده از برنامه ها و روشها و وسايل آموزشي هدفمندي كه به رشد شناختی ،روانی –حرکتی و يادگيري آنها كمك مي كند و كودكان را براي تلاش در عرصه کار و زندگی و خانواده و اجتماع آماده مي سازد انجام میگیرد. تمرين چنين فعاليتهايي تواناييهاي حسي، مهارتهاي حركتي، همكاري، قدرت عمل و اعتماد به نفس واستقلال كودك را رشد ميدهد . كودك مي آموزد كه چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و روابط اجتماعی خود را شکل بخشد. تمرين هاي آموزشي اين مهارت او را برای زندگی با دیگران و در کنار همنوعان خود آماده می کند و او را برای زندگی و شهروندی متمدن آماده می سازد و.... برنامـههـاي آمـوزشـي بهصـورتگروهـي و روزانـه سازمانـدهي شده تا به كـودكان فرصت دادهشودمهارتهاي فوق را به خوبي بياموزند .
آموزش فرهنگ و هنر شامل :
1- جغرافيا 2- تاريخ 3- علوم 4- باله 5- موسیقی 6-هنـرهای تجسمی
رياضيات پايه :آموزش رياضي از طريق تجربه كردن و با وسايل كمك آموزشي خاص انجام مي پذيرد. مفاهيم انتزاعي: چهار عمل اصلي، اشكال هندسی، كسرها، سيستم دهدهي اعداد، تفاوت بين اعداد زوج و فرد، ارزش مكاني اعداد و ... نقش اصلي را ايفامي كند
زبانآموزي : آموزش زبان براساس آمــوزش چهــار مهــارتشنيداري،گفتاري، خواندن و نوشتن
پرورشحواس :تمرين هاي اين مهارت باعث رشد و پرورش فكر كودك مي شود. اين مهارت با استفاده از وسايل آموزشي هدفمندي كه به رشد انگيزه يادگيري آنها كمك مي كند انجام مي شود و كودكان را براي آموزش موضوعات پيچيده ي زبان، رياضي و فرهنگ آماده مي سازد. كودك مي آموزد كه اشكال، رنگ ها، مزه ها،صداها، و بوها را طبقه بندي كند. تمرين هاي آموزشي اين مهارت حواس شنوايي، بينايي، چشايي، لامسه و غيره را تقويت مي كند
سایر فعالیتها : قصه گویی، موسیقی، حرکات موزون، کاردستی، تماشای فیلم های کارتون، بازی در حیاط یابا اسباب بازی ها در ساعات معین در روز
بازيهاي ورزشي دسته جمعي بدون هيچ رقابت و بدون تعيين برنده و بازنده به منظور آموزش بچهها براي بازي بدون تقلب و دوستانه و همكاري و همياري با يكديگر.
اصل بنيادي شيوهي آموزشي مونتهسوري، آزاديكودك است. آزادي عمل فردي موجب رشد شخصيت و كمال دانشآموز ميشود. اصل دیگر تمرکز در کار است ،در کنار اینها ،نظم ،آرامش و سکوت بسیار مورد تاکید است. رشد استقلال ،تمرکز و اعتماد بنفس،پیگیری و علاقه به کارهای دسته جمعی از نتایج کار است .
ای مردم، به راستی که شما را از یک نر و ماده آفریدم و سپس در قوم ها و قبیله های مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به راستی که گرامی ترین شما نزد خداپرهیزکارترین شماست. همان خداوند دانا و آگاه است.
مجتمع آموزشی شهید مهدوی معتقد است که گفتگوی بچه ها از تمدن های مختلف می تواند نقشاساسی در برقراری صلح پایدار، بردباری، عدالت و تفاهم بین فرهنگی بازی می کند. دراین راستا مدرسه، تلاش نموده است تا در هر فرصتی و مکانی که امکان داشته باشد روابطبین الملل برقرار سازد.
عضویت در سازمان های زیر ازجمله افتخارات مجتمع آموزشی شهید مهدوی می باشد:
شبکه مدارس وابسته بهیونسکو (Aspnet)، مدارس لایف لینک، آموزش بین المللی، شبکه منابع (IEARN )، محیطزیست خط روشن (ENO) و موندیالوگو (Mondialogo)
نتایج
روزی که نظام آموزش و پرورش برای رعایت نمودن آهنگ پیشرفت دانش آموزان ، آموزش را بصورت مقاطع دوره ای درآورد ، همه اندیشه ها بار دیگر بسوی ماریا مانتیسوری متوجه شدند. او از نخستین کسانی بود که این روند پیشرفت را آزموده ، و به آن اندیشیده بود.وی با استفاده از وسایلی توانست آموزش سنتی از طریق آموزگار را با شیوه «خودآموزی» جایگزین سازد در این روش حتی خواندن و نوشتن ،در سنین بسیار پایین اما بطور غیر مستقیم و طبیعی به کودک آموخته میشود .
از دیگرنتایج روش مانتیسوری ایجاد وپرورش روحیه مسئولیت پذیری ،سخاوت ، تفاهم و مشارکت در دانش آموزان است . نگارشها و روش مانتیسوری در تمام جهان شناخته شده و از محبوبیت خاصی برخوردار است .
این مربی بهمراه مربیان دیگری چون پستالوتسی ،فروبل ، پیاژه و دیویی ، با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت،با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمینمودند که در تعلیم و تربیت کودکان دارند و روشهایی را ارائه دادند که در طی دهههای گذشته همواره الهام بخش معلمان و مسئولین آموزش و پرورش کودکان در سراسر دنیابوده است. مربیان فوق ضمن پژوهشهای علمی خود با تأسیس خانه های کودکان ضرورت ایجادمحیطی را برای کودکان توصیه و تشویق نموده اند که در آن جا کودکان پیش از ورود بهمحیط جدی و رسمی دبستان، در محیطی شبیه به خانه زیر نظر مربیان صبور و با صلاحیتقرار گیرند تا مرحلة جدا شدن از خانواده) و کسب تدریجی استقلال را بدون ترس ونگرانی طی کنند و برای انتظارات و الزامات دوران مدرسه آماده گردند.
دکتر ماریامونته سوری(1952-1870) از مربیان برجسته ای است که با افکار پیشرو و تلاشهای عملیخود اثرات غیر قابل انکاری در تاریخ تعلیم و تربیت معاصر بر جای گذاشته است. وی براین اعتقاد بود که ساختارهای شخصیت کودک قبل از دوران دبستان شکل می گیرد و اینساختار بدون شک بر رفتار، نگرشها، ارتباط او با خود و دیگران بر سرنوشت تحصیل وزندگی بزرگسالی او تأثیر عمده ای خواهد داشت.
«خانه کودکان» مونته سوری کهآزمایشگاهی برای شناخت کودک و نیازهای وی بود الگویی است که می تواند برای پرورشانسانهایی خلاق، متعادل و سالم مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر مونته سوری در همهنوشته ها و آثار خود به نقش محیط و مربی در رشد همه جانبه کودک تأکید می نماید. ویمحیطی را از نظر مادی و اجتماعی توصیه می کندکه با نیازهای کودکان و فعالیتهای آنانمنطبق بوده، ابزار و وسایل جذابی در اختیار کودکان قرار دهد تا آنان به آزادی ازطریق دستکاری ابزار و به کمک اکتشاف شخصی تواناییهای بالقوه خود را رشددهند.
مونته سوری در مربی دوره های پیش از دبستان، مشاهده گر صبور و با حوصله ایرا می بیند که می داند چگونه مشاهده کند، چگونه کودکان را در یادگیری و استفاده ازابزارها و لوازمی که با دقت و با در نظر گرفتن تواناییهای آنان تهیه شده هدایت وکمک کند تا کودکان در طی فعالیتهای آزاد خود و کار با گروه، مهارتهای اجتماعی،انضباط، اصول آزاد منشی و حل تعارضات شخصی را تمرین کنند.
بدین ترتیب، از نظرمونته سوری و مربیان بزرگ دیگر که بخش عمده ای از زندگی خود را صرف شناخت کودک وآگاهی از نیازهای رشد وی نمودند، تربیت کودکان امری تصادفی نیست و تحقق این مهمتنها در سایة دوست داشتن کودک، شناخت مراحل رشد وی، آگاهی از راهی که همه کودکانباید طی کنند و نیز چگونگی برخورد با مسائل رفتاری هر مرحله امکان پذیر خواهدبود.
مونته سوری با در نظر گرفتن اهمیت اساسی محیط زندگی کودک در خانه، مربی رابه شناخت فرهنگ خانواده و ایجاد پیوند نزدیک با آن و هماهنگ کردن روشهای تربیتیخانواده با تلاشهایی که در کودکستان ها در جهت ایجاد شخصیتی سالم، متعادل و جستجوگر انجام می گیرد تشویق می نماید.
آثار مانتیسوری
مانتیسوری دارای آثار و مکتوبات چندی است که متاسفانه تاکنون در ایران کمتر به آنها توجه شده است . از جمله این آثار به موارد ذیل میتوان اشاره کرد:
۱- کتاب « کودک » : بررسی ویژگیهای کودک ازسن تولد تا هفت سالگی
۲- کتاب «از کودک تا نوجوان »
۳- کتاب « آموزش و صلح »
۴- کتاب « تفكرات جذاب »
۵- سخنرانی های پرشور و مهیج
مانتیسوری در آثار خود با دید نوینی به بررسی کودک و مسائل اومی پردازد. پیشنهاد میشود دست اندرکاران تعلیم و تربیت ، و حتی والدین ، برای آشنایی بیشتر و دقیقتر با روش تربیتی این بانو ، و رفتار صحیح با کودکان ، با رعایت آزادی او ، این آثار را مطالعه نمایند .
انتقاداتی که بر روش مانتیسوری وارد است ؟
الگوهای فعلی مونته سوری موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. مخالفان این روش معتقدند که :
۱- با دستاوردهای جدید روان شناسی تحولی نگر و حتی روان شناسی انسان گرا، الگوی مونته سوری نمیتواند پاسخگوی نیازهای آموزشی کودکان در جامعه جهانی امروز باشد.
۲- دیوئی (1915) معتقد است معلم مکتب مانتیسوری گاه آزادی وخلاقیت کودک را محدود میسازد.
۳ - علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. مونته سوری رشد شناختی را متکی بر حذف زندگی اجتماعی و عاطفی کودک می دانست.
۴- در دیدگاه مونته سوری اشیا بهترین آموزگارانند نه اشخاص ،این روش موجبات استقلال را فراهم می آورد ولی چیزهای زیادی از قلم افتاده ،به نظر میرسد یک بعد کامل انسانیت ،یعنی احساسات فراموش شده است.(کریمر 1976)
۵- همچنین زندگی درونی تخیلی کودک و نیز ارزش داستانهای افسانه ای و تخیلی ،نادیده گرفته شده است.
ولی یک نقطه نظر اساسی مونته سوری هیچگاه از یاد نرفت و آن هم این بود :
" بچه ها باید بیاموزند چگونه بیاموزند!؟"
مونته سوری با جدیت و پشتکار خود فلسفه رشد روسو، گزل ، پیاژه و دیگران را در عمل پیاده کرد.او چگونگی امکان دنبال کردن تمایلات خود انگیز کودک و فراهم کردن وسایلی را که به او امکان دهد تا به تنهائی یاد بگیرد نشان داد.
نخستین پزشک زن ایتالیا ، ومشهورترین شخصیت زن ایتالیا درسن 82 سالگی در کشور هلند در سال 1952 میلادی ، درگذشت.
روحش شاد و قرین رحمت الهی .
تمامي افرادي كه كنجكاو هستند بدانند چرا ماريا مونتهسوري به عنوان كانديداي جايزهي نوبل صلح انتخاب شد و آراي اكثريت دنيا را به خود اختصاص داد، بد نیست سخنرانيهاي عمومي او را مطالعه نمایند .
درپایان گزیده ای از سخنان پرشور او از ترجمه كتاب « آموزش و صلح » ارائه میگردد
عنوان مقاله: تلفيق كودكان استثنايي ، جزء ذاتي كلاسهاي مونته سوري
درآمد :
اكنون ديگر لزوم تلفيق كودكان استثنايي در كلاسهاي درس عادي بر همه آشكار و از نظر قانوني نيز مورد تصويب قرار گرفته است . اما اين روند غالباً اگر بدون زمينه سازي مناسب باشد ، كلاسهاي درس سنتي و معمول را با چالش هايي روبرو مي كند . معلمين عادي براي اداره كلاسهاي تلفيقي نياز به آموزش دارند . دانش آموزان عادي نيز بايد براي ايفاي نقش خود در روند تلفيق آماده شوند . سيستم تلفيقي مزاياي بسياري نسبت به كلاسهاي درس عادي و استثنايي دارد و تئوريها و روش هايي براي حمايت از اين روند ايجاد شده اند . كودكان استثنايي به اين طريق در محيطي شادتر ، آموزشهاي بهتر و نتايج موفقيت آميزتري كسب خواهند كرد . نكته جالب اينجاست كه تلفيق ، جزء ذاتي روش آموزش مونته سوري است .
روش مونته سوري چيست ؟
روش يا متد آموزشي مونته سوري ابتدا براي آموزش كودكان استثنايي و با هدف آموزش زودهنگام خردسالان ابداع شد . دكتر ماريا مونته سوري در اوايل قرن بيستم براي نخستين بار اين روش را معرفي كرد . وي نخستين زني بود كه موفق به اخذ درجه دكتراي پزشكي در ايتاليا شد ( زنان در آن زمان حق تحصيل پزشكي نداشتند ) . كار او به عنوان يك پزشك دستيار در كلينيك روان پزشكي كودكان سبب شد به كار با كودكان دچار اختلال و ناتواني علاقمند شود . وي دريافت كه تعدادي از كودكان داراي نقص ذهني را در بيمارستانهاي رواني جاي داده اند . در آن زمان عقيده عمومي بر آن بود كه فلج ، كانايي و بيماريهايي از اين دست ، جنبه پزشكي دارند . مونته سوري مساله نقص ذهني در درجه نخست يك مساله آموزشي نه پزشكي دانست . تجربيات موفقيت آميز دكتر مونته سوري با كودكان بيمار سبب شد اقدام به تربيت مربي آموزش استثنايي كند . پـس از آن دكتر مونته سوري كار خودرابا كودكان خيابانـي عادي كه در محلات بسيـــار فقيــر نشيـــن و خرابه هاي شهر رم زندگي مي كـردنـد ، آغاز نمود و به كار بر اساس روش و فلسفه خود دراين مراكز ادامه داد . موفقيت هاي او سبب جلب توجه جهان و شهرت او در نظام تعليم و تربيت آن زمان شد و سه جايزه صلح نوبل را به خود اختصاص داد .
تاكيد دكتر مونته سوري بر چند اصل بود : اهميت احترام به هر كودك به عنوان يك فرد ، آگاهي كامل از روند رشدكودك و اينكه كودك را با ديده اي حساس و دقيق مشاهده كنيم . وي بر اين باور بود كه وجود اين ويژگي ها در مربيان سبب مي شود آنان بتوانند كودك را دنبال كنند و موقعيتهاي طبيعي و روزمره را براي كسب تجربه براي آنان به گونه اي تسهيل يا ايجاد كنند تا كودكان ، خود به صورتي فعال و مسئول وارد كار شوند . وي متوجه شد بازي كودك ، كار كودك است . از اين رو فعاليت ها و مواد آموزشي بسيار موجود در كلاسهاي مونته سوري ، “ كار ” ناميده مي شوند . نظرات مونته سوري در تضاد كامل با روشهاي پيشين بود كه كودك را با استفاده از مربي هاي سطح بالا به سمتي سوق مي دادند تا يكسري فعاليتهاي متوالي از پيش تعيين شده راتجربه كند . مونته سوري بر اين باور بود كه فعاليتهاي كودك بايد با توجه به علائق و سليقه كودك باشد و نه مربي ( موسسه مونته سوري گراهام بل ، 2004 ) .
دكتر ماريا مونته سوري در عين حال متوجه شد كودكان دچار نيازهاي رشدي ، گروه بسيار متفاوتي اند كه نيازهاي بسيار متفاوت با همسالان داراي رشد عادي خود دارند . اما حس او اين بود كه همه كودكان ( صرف نظر از استثنايي يا عادي بودنشان ) ، داراي نيازهاي بسياري هستند كه در محيط آموزشي با تلفيق كامل ، قابل دستيابي است . او روشي كل نگر را ابداع كرد كه كاملاً انفرادي و براي هر كودك منحصر به فرد بود و متوجه شد هر كودكي با روش و سرعت خاص خود مي آموزد . تئوري مونته سوري بر اين اصل استوار بود كه رشد و آموزش كودك جنبه هاي بسياري را در بر مي گيرد : جنبه هاي فيزيكي ، شناختي ، اجتماعي ، هيجاني و اخلاقي . فعاليتهاي روزانه در كلاس مونته سوري بر اساس نيازها ، نقاط قوت و مراحل رشدي هر كودكي است كه در برنامه آموزشي انفرادي ( IEP) براي هر كودك در نظر گرفته مي شود – صرف نظر از اين كه كودك دچار ناتواني يادگيري يا هر نوع اختلال ديگر باشد يا خير ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
دكتر ماريا مونته سوري مشاهده كرد كودكان مراحل حسي متفاوتي را ميگذرانند كه در طي آن مراحل ، آمادگي بسياري براي دريافت مهارتهاي ويژه يادگيري دارند . او اهميت توسعه اين حس ها را در سنين بين 6-2 سالگي خاطر نشان ساخت . در اين سالها كودك بطور طبيعي تمايل دارد از حس هاي خود ، استفاده و آنها را كا مل كند . از اين رو مواد آموزشي مورد استفاده كودكان طوري طراحي مي شوند كه از طريق ديدن ، لمس كردن ، شنيدن ، حس كردن و حركت كردن بياموزند . در محيط آماده شده مونته سوري ، كودكان نيازهاي خود را از طريق فعاليتهاي انفرادي و خود به خودي برآورده مي كنند. حساسيتهاي كودكان و تمايلاتشان ، انتخابهاي آنان را رقم مي زند و براي آموزش تمركز و انضباط به كودكان در كنار يادگيري مهارتها ، مواد آموزشي در اختيار آنان قرار مي گيرد كه انديشمندانه انتخاب شده اند . آموزش كودكان روندي فعال – نه انفعالي – دارد . و كودك ، خود مي آموزد ( روش مونته سوري ، 2004 ) .
در محيط آموزشي مونته سوري ، مربي مواد آموزشي مورد نياز كودك را در اختيارش قرار ميدهد تا بتواند كار بزرگ خود را به انجام رساند. اين مواد آموزشي به صورت انفرادي يا در گروههاي كوچك به كودكان داده مي شود . زماني كه درسي داده مي شود ، انتخاب فعاليتها با كودك است و كودك بر حسب نياز مي تواند بارها و بارها آنرا تكرار كند .
مونته سوري معتقد بود كه معرفي اين نظام تازه به آموزش و پرورش در واقع كوششي است براي پيوند خانه و مدرسه . او فعاليتهاي مدرسه اش را بر اساس فعاليتهاي خانه طرح ريزي كرد .
آموزش بطور اتوماتيك يا خودآموزي ، اصل مهمي در نظام آموزشي مونته سوري بود . در اين نظام فعاليتها و مواد آموزشي طوري سازمان داده و طرح ريزي شده بود كه وقتي آموزگار به كناري مي رفت و تنها بر فعاليتها نظارت داشت ، خود كودكان به خود آموزش مي دادند . اين روش خودآموزي با وسايل كمك آموزشي انجام مي شد .
وسايل كمك آموزشي شامل بيست و شش قطعه متفاوت بود كه امكانات لازم براي تربيت همه حواس به جز چشايي و بويايي را فراهم مي كرد . براي آموزش تواناييهاي بينايي ، به كودك استوانه هاي چوبي داده مي شد تا آنها را در سوراخهايي كه در يك تخته سخت چوبي تعبيه شده بود ، جاي دهد. در زمينه درك اندازه و ابعاد ، كه نياز به حركات مشكلتر و تلاش عضلاني شديدتر داشت ، كار آموزش با اشياء بزرگتر ادامه پيدا مي كرد . موادي كه براي اين منظور به كار بر ده مي شد مكعب “ پله هاي بزرگ ، پله هاي بلند و اشياء ديگري از اين قبيل بود . براي تربيت حس گرما و سرما ،دستهاي كودك در آب سرد ، سپس در آب نيم گرم و پس از آن در آب داغ گذاشته مي شد تا تفاوت بين سرما و گرما را بياموزد . تمرينات بساوايي شامل لمس متناوب نوارهاي كاغذي صاف و كاغذ سمباده بود . براي تقويت حس تشخيص رنگها ، تميز رنگهاي نزديك به هم ، بـه وسيلـه قرصهايـي رنـگي ، به كودك آموزش داده مي شد . بدين ترتيب كه يك سري شصت و چهار عددي قرقره كه در هشت رنگ و هر رنگ به نوبه خود در هشت رنگ فرعي تهيه شده بود به وي ارائه مي شد . براي حس شنوايي از جعبه هاي كوچك پر از شن و ريگ استفاده مي شد تا به كودك كمك شود درجه بندي صداها را تميز دهد . مونته سوري تعدادي بازي ساكت و خاموش را نيز به كار مي برد . وي بتدريج سكوتي عميق در كلاس درس به وجود مي آورد و از كودكان دعوت مي كرد به صداي وزوز مگسها و خش خش درختها گوش فرا دهند . پس از آن از صداها و صوتهاي متفاوتي كه به دنبال هم مي آمدند ، استفاده مي كرد، كه در ابتدا تفاوت زيادي با يكديگر داشتند و بتدريج به همشبيه تر مي شدند . طبق اظهار بود ، تا آنجا كه به شنوايي مربوط است، مونته سوري روش آموزشي خود را اجرا ننمود ، زيرا غير ممكن است كه كودك بتواند حس شنوايي خود را به وسيله فعاليت خود ، مانند ساير حواس ، تمرين دهد .
وسايلي كه مونته سوري براي تربيت حس تشخيص وزن به كار مي برد، عبارت بودند از قرصهاي چوبي هم اندازه اي كه از انواع چوبهاي مختلفي ساخته شده بودند ولي وزنهاي متفاوت داشتند . براي تربيت حس تشخيص شكل ، كه از حس لامسه و حس عضلاني هر دو و همزمان استفاده مي شود ، اشيائي را به كار مي برد كه داراي شكلهاي مختلفي بودند.
مونته سوري علاوه بر تمرينهايي كه به وسيله لوازمي از قبيل تاب ، پله چوبي، سكوي چوبي براي پرشهاي طول و نردبان طنابي انجام مي داد. از ژيمناستيك نيز ، در قالب تمرينهاي هدايت شده و بازيهاي آزاد ، بدون لوازم استفــاده مي كــرد . در بازيهــاي آزاد ، تـوپ ، حلقــه هاي بزرگ پلاستيكـي ] هولاهوپ [ و بادبادك را براي كودكان به كار مي برد، در حالي كه در تمرينهاي هدايت شده ، قدم زدن دسته جمعي و ديگر فعاليتهاي رسمي مشابه را انتخاب مي كرد .
كلاس مونته سوري براي كودكان و والدين هر دو جذاب است – كلاسهايي روشن ، گرم و جا و پر از گياهان ، حيوانات ، لوازم هنري ، موسيقي و كتاب . در بعضي قسمتهاي كلاس لوازم آموزش جذابي به چشم مي خورد . اين قسمتها با عنوانهاي زندگي عملي، آموزش حسي ، رياضي ، زبان و جغرافي و فرهنگ مشخص شده اند كه در آنها لوازم آموزشي جذاب و ملموسي قرار دارند . اين لوازم غالباً به نوعي اند كه كودك ، خود اشتباهاتش را تصحيح ميكند . اين لوازم به كودك كمك مي كنند براي خود كار كند و از طريق رقابت، اعتماد به نفسش تقويت شود ( مدرسه مونته سوري جي . كا. ال ، 2004 ) .
از آنجا كه اصل شيوه مونته سوري برمشاهده ساده اين امر مبتني است كه كودكان از طريق تجربيات مستقيم و روند تحقيق و كشف ، بهترين يادگيري را دارند . از اين رو ، روز كاري به دوره هاي زماني كاملاً مشخص براي هر موضوع تقسيم نمي شود ( آكادمي مونته سوري استرلينگ ، 2004 ) . در عوض معلمان ، زماني كه كودكان آماده باشند آنها را بطور انفرادي يا در گروههاي كوچك به دور هم جمع كرده و موضوعات آموزشــي را مطـــرح مي كنند . علاوه بر آن طيف سني كودكان در يك كلاس سبب ايجاد حس همكاري و ياري يكديگر مي گردد . موقعيتهايي براي آزادي انتخاب ، حركت و برقراري ارتباط با يكديگر سبب ايجاد نظم دروني ميشود . آزادي كودك براي تكرار يك فعاليت سبب ايجاد تمركز روي يك موضوع خاص مي شود كه مونته سوري آن را تنها اصل صحيح براي آموزش مي داند .
كار مونته سوري در سرتاسر جهان علاقه اي نسبت به آموزش و پرورش كودكان پيش از مدرسه برانگيخت . طبق دعوتي كه از وي به عمل آمد، براي ايراد يك رشته سخنرانيها به آمريكا رفت و اين سخنرانيها ، در محافلي كه به آموزش و پرورش كودكان داراي نقص ذهني و همچنين كودكان عادي پيش از مدرسه علاقه داشتند ، بطور وسيعي نقل مي شد .
با توجه به اين ويژگي ها روش مونته سوري روشي بسيار مناسب براي آموزش همه كودكان از جمله كودكان استثنايي است اما جالب اينجاست كه مونته سوري ذاتاً روشي تلفيقي است . در زير به ذكر چندين جنبه از روش مونته سوري مي پردازيم كه در ارتباط مستقيم با آموزش استثنايي و نيازهاي كودكان دچار ناتواني يادگيري اند ( مدرسه مونته سوري رين تري ، 2004) .
اجراي برنامه آموزش انفرادي ( IEP ) در روش مونته سوري بسيار عملي و ساده است :
كار در كلاس مونته سوري بر اساس آمادگي هاي فردي آنان است و نه متوسط سن تقويمي همكلاسي هاي آنان . زماني كه كودكي دچار ناتواني روي يك نياز يا مهارت فردي كار ميكند كه بسيار متفاوت از همسالان اوست ، تنها باقي نميماند و به نظر نمي رسد كاري غير از كار بقيه كلاس يا خارج از كار معمول كلاسي انجام ميدهد . كودك دچار ناتواني مي تواند به تنهايي يا با دوستان خود روي مهارتهاي مورد نياز خود كار كند .
ترتيب درسهاي كودك نيز ممكن است بدون تداخل با برنامه هاي كلاسي يا قطع برنامه هاي روزمره آنان با ديگران متفاوت باشد و كودك دچار ناتواني با ترتيبي متفاوت يا سرعتي غير از سرعت ديگران درسها را بگذراند ( مجله تايمز پتربورگ ، 2003 ) .
استفاده از گروههايي با سنين مختلف در كلاس مونته سوري :
كلاسهاي مونته سوري شامل يك طيف سه ساله مي شوند ( 6-3 سال ، 12-6 سال و 15-12 سال ) . اين تفاوت سني سبب ايجاد نوعي تجربه موفق تلفيق و ترويج حس تعلق به اجتماع ميشود كه كودكان در آن به طور طبيعي به يكديگر كمك مي كنند . اين امر سبب مي شود دانش آمــوزان خردسـال تر ، بزرگتر ها را به سان الگويي پيش روي خود قرار دهند و از تجربيات آنان استفاده كنند .دانش آموزان بزرگتر نيز خود را مسئول و راهبر حس كنند .
دانش آموزان نه تنها با يكديگر بلكه از يكديگر مي آموزند . هر عضو به سبب كمكي كه به كل مي كند داراي ارزش ويژه خود است و كودكان داراي نيازهاي ويژه در موقعيتي قرار مي گيرند كه با افراد بسياري تعامل كنند ، انگيزه هايشان تقويت شود و فرصت يابد به مهارتهاي يادگيري خود در موقعيتهاي جديد عموميت بخشند و گاه نيز از آنان انتظار رود نقش مربي دوستان خود را بازي كنند ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) . كودكان در كلاسي با دانش آموزاني با سنين متفاوت با يك معلم واحد ممكن است سالها باقي بمانند در نتيجه مربي فرصت مي يابد سطح رشدي آنان ، شيــوه يادگيري شان و سيستمهاي حمايتي خانواده شان را از نزديك بشناسد . اين امر براي كودكان دچار ناتواني به اين معناست كه نيازي نيست دوره اي را بگذرانند تا در طي آن مربي در مورد كودك ، ناتواني اش و شرايط استثنايي بودنش آگاهي كافي يابد ( فصلنامه انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
همچنين در گروههايي با سنين متفاوت نياز به استفاده از لوازم آموزشي بسيار متفاوتي در هر كلاس است كه به منظور استفاده همه كودكان است و نه ميانگين نيازهاي گروه . در نتيجه كودكان دچار ناتواني از مواد آموزشي استفاده مي كنند كه در عين حال كه مناسب سطح رشدي آنهاست ، مورد استفاده ديگر اعضاي گروه نيز هست ( دانشگاه كانزاس ، 2004 ؛ دونا برايان گورتز، 2004 ) .
سهيم شدن والدين ، مربيان و متخصصان در آموزش كودك :
در فلسفه آموزشي مونته سوري ، والدين جزئي مكمل در آموزش كودكان و بخشي طبيعي از زندگي كلاسي روزمره محسوب مي شوند . در حقيقت فلسفه مونته سوري سالها پيش از آنكه قوانين تلفيق كودكان مصوب شود ، اين مفاهيم را در برداشت ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) . همچنين آموزش گروهي در محيط كلاس مونته سوري وجود دارد . مربيان با يكديگر كار ميكنند و اطلاعات خود را با هم رد و بدل مي كنند و در مسئوليت ها سهيم اند. روشي بين رشته اي كه در آن متخصصين و مربيان در صورت لزوم و در جهت بهبود وضعيت همه كودكان كلاس مسئوليتها را با يكديگر تقسيم مي كنند تا همه كودكان بتوانند از كلاس بهترين استفاده را ببرند و اين روش در حقيقت جزئي از سيستم تلفيق است ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
حمايت از تك تك كودكان در جمع حمايت كننده مونته سوري :
برنامه آموزشي انفرادي در كلاس مونته سوري قابل مقايسه با در نظر گرفتن نيازهاي فردي كودكان دچار ناتواني است . هر كودك با سرعت خاص خود از مواد آموزشي متوالي استفاده مي كند در عين حال برخي از درسها در گروههاي كوچك يا بزرگ گذرانده مي شوند . اين محيط منجر به آموزش كاملاً انفرادي همه دانش آموزان از جمله كودكان داراي نيازهاي ويژه مي شوند (دانشگاه كانزاس ، 2004 ) .
در اين محيط به كودكان آزادي حركت و آزادي انتخاب فعاليتهاي مورد علاقه داده ميشود از اين رو سبب ترغيب آنان به خودكفايي و تصميم گيري و ابتكار عمل مي شود . كودكان بيشتر روز را در مدرسه به تعامل اجتماعي با يكديگر مي پردازند و اين امر سبب ايجاد موقعيتهاي ارزشمندي مي شود تا كودكان بتوانند از ديگر كودكان عادي الگو بگيرند و رفتارهاي منفي و ناسازگارانه آنها كاهش يابد ( چاتين مك نيكولس، 1992 ) . اين حالت براي كودكان داراي نيازهاي ويژه كه غالباً مهارتهاي اجتماعي ضعيف و رفتارهاي غير مستقل تري دارند و فرصت كمي مي يابد كه حوادث و جريانات زندگي روزمره خويش را متاثر كنند ميتوانند بسيار سودمند باشد ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
در روش مونته سوري بسياري از مفاهيم انتزاعي به طرزي ملموس و عيني آموزش داده مي شوند :
براي كودكان دچار ناتواني ، استفاده از مواد آموزشي ملموس در آموزشها حائز اهميت بسيار است . كلاسهاي مونته سوري طيف وسيعـــي از مواد آموزشي ملموس را به عنوان بخشي از برنامه آموزشي معمول در اختيار كودكان قرار مي دهند به عنوان مثال اعداد 10 تا 20 به صورتي عيني و با استفاده از يك سري مهره هاي طلايي ده تايي و مهره هاي تكي براي نمايش 1 تا 9 به كودكان آموزش داده مي شود ( بنابراين 11 را با 10 و 1 نشان ميدهند). اين نكته براي بسياري از كودكان عقب مانده ذهني و دچار اختلالات رشدي ميتواند مفيد باشد .
مواد آموزشي قسمت آموزش حسي كلاسهاي مونته سوري در جهت رشدو سازماندهي اداراك حسي كودك طراحي شده اند :
مواد آموزشي حوزه حسي ، هر حس را به تنهايي پرورش مي دهند و مواد آموزشي از نظر ديگر حواس ، حالتي يكسان و خنثي دارند . به عنوان مثال برج صورتي كه برجي متشكل از ده مكعب صورتي با سايزهايي به ترتيب بزرگي هستند . همه به يك شكل و با يك رنگ اند و تنها تفـاوت آنهـا در انـــدازه آنهاست . در برج صورتي تاكيـد بر انـدازه مكعب هاست . از اين رو كودك باچيدن آنهـا تمايز ديداري خود را بهبود مي بخشد . حوزه حسـي براي كودكان دچار اختـــلالات حسـي حـائـز اهميتي فوق العاده است .
مثلاً كودكي كه قادر به ديدن نيست . از بسياري از لوازم آموزشي كه حس لمس ، شنوايي ، بويايي و غيره را پرورش و بهبود مي بخشند ، مي تواند استفاده هاي زياد ببرد ( ليلارد ، 1972 ؛ مونته سوري بين الملل ، 2004 ) .
تاكيد بر كاربردي بودن لوازم آموزشي در محيط مونته سوري :
همه مواد آموزشي مورد استفاده در مونته سوري تا حد امكان اشيايي واقعي هستند و نه “ اسباب بازي ” . ( به عنوان مثال كودكان نان را با چاقويي واقعي مي برند ، با جاروي واقعي زمين را جارو مي كنند و ميزهايي خيس را با پارچه خشك مي كنند ) . در يك كلاس مونته سوري ، هدف اصلي آماده كـردن كودكان براي زندگي واقعي است. حوزه كودكان استثنايي غالباً بر رشد مهارتهاي عملكردي تاكيد دارد –مهارتهايي كه بقاي فرد يا رفاه او را متاثر مي كنند . مهارتهاي عملكردي شامل مهارتهاي متفاوتي اند كـه توانايي دانش آموز را براي عملكرد مستقل و تا حد امكان مفيد در خانه ، مدرسه و اجتماع تحت تاثير قرار ميدهند . به عنوان مثال قسمت “ آموزش زندگي واقعي ” كه يكي از برنامه هاي آموزشي مونته سوري است ، مهارتهاي بسياري را به كودك آموزش مي دهد كه در اين طبقه بندي قرار مي گيرند (لوفلر ، 1992 ؛ انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
رشد خودكفايي و توانايي تصميم گيري در كودك :
پژوهشها حاكي از آنند كه كودكان دچار ناتواني شديد ، در زندگي روزمره، بندرت تصميمات معني داري مي گيرند . در واقع رابطه عكسي بين ميزان ناتواني كودك و قدرت تصميم گيري فرد وجود دارد . هرچه ناتواني شديدتر باشد ، موقعيتهاي كمتري براي تصميم گيري معنادار تجربه مي شود . كلاسهاي مونته سوري ، قدرت تصميم گيري كودكان دچار ناتواني را افزايش مي دهند و آنها را در بسياري زمينه ها ، كارآموزاني خودكفا بار مي آورند . در يك كلاس مونته سوري ، كودكان هر وسيله آموزشي را كه مايل باشند و مربي درس آن را به آنان داده باشد ، مي توانند انتخاب كنند . از اين رو مربي با درس هاي خود فعاليتهاي كودكان را از پيش تعيين نمي كند . كودكان دچار ناتواني هر روز براي انتخاب لوازم آموزشي مورد نياز و علاقه خود در همان موقعيتهايي قرار مي گيرند كه كودكان عادي . و در طول روز بارها و بارها در موقعيت تصميم گيري واقعي قرار مي گيرند . اين امر در عين حال خودكفايي آنان را افزايش ميدهد زيرا خود بايد لوازم آموزشي مورد علاقه خود را انتخاب كنند . همچنين با ارائه يكسري كارهاي پشت سر هم و طولاني در يك روز و آزاد گذاشتن آنها براي تجربه واقعي آنها ، حس استقلال در آنها تسهيل ميشود و به ميل خود ، روش آموختن درسها را انتخاب مي كنند .
رشد الگوي كاري سازمان يافته در كودكان :
يكي از اهداف قسمت آموزش “ زندگي واقعي ” – نقطه آغاز هر كودك خردسال در روش مونته سوري - ، رشدعادتهاي كار منظم و سازمان يافته است . بيشتر مواد آموزشي اين حيطه بر اساس همين هدف انتخاب شده اند . كودكان دچار ناتواني كه نيازي حياتي به آموزش نظم و ترتيب دارند ، از اين هدف روش مونته سوري ، استفاده بسياري مي برند .
ارزش نمايش هاي كودكان در شيوه آموزش مونته سوري :
اجراي نمايش ها به خودي خود براي دانش آموزان دچار ناتواني ارزشمنداند . نمايش هاي كودكان ، دقيق و داراي نظم خاصي اند و حداقل زبان آموخته شده براي نشان دادن فعاليت مورد نظر و اجراي نمايش ها كافي است . و از ابتدا تا انتها بر اساس روند و ترتيب خاصي پيش مي رود . در حيطه آموزش استثنايي ، نمايش ها معادل گامهاي رفتاري عيني در زنجيره آموزشي است كه منتهي به كسب يك مهارت ميشود .
مربيان مونته سوري و مربيان كودكان استثنايي هر دو بر اين باورند كه براي آموزش يك فعاليت بايد آنرا به دقت به اجزاي كوچكتري خرد كنيم .
تاكيد بر ارزش تكرار در محيط مونته سوري :
كودكان داراي نيازهاي ويژه نوعاً نياز به تمرينات بسياري دارند و پيشرفت آنان در گامهاي بسيار كوچك و محدود صورت مي گيرد . فلسفه آموزشي مونته سوري بر اين اصل استوار است كه ميزان تكرار مورد نياز هر كودك از فردي به فرد ديگر و از مهارتي به مهارت ديگر متفاوت است . بنابراين ، انعطاف پذيري لازم در ميزان تكرار مورد نياز هر كودك و هر مهارت هر روز براي همه كودكان رخ مي دهد .
بسياري از لوازم آموزشي مونته سوري داراي كنترل دروني اشتباه اند :
لوازم آموزشي كه ذاتاً از نوعي باشند كه كودك روي اشتباهات خود كنترل داشته باشد ، براي كودكان دچار ناتواني و ديگر كودكان عادي داراي مزاياي فراواني اند . در اين وسايل از آنجا كـه اشتبـاهـات بسيـار آشــكار و مشخـص هستند ، كودكان خود متوجه اشتباهاتشان شده و بدون ياري گرفتن از مربي ، آنها را تصحيح مي كنند. اشتباهاتي كه خودفرد آنها راتصحيح مي كند ، خيلي كمتر از اشتباهاتي كه مربي آنها را تصحيح مي كند ، تكرار ميشوند و يادگيري را كـاملاً تقــويت و دروني مي كنند . در آموزش كودكان استثنايي معمولاً روي تقويت دروني تاكيد نمي شود ، اما اهميت اين موضوع براي اين كودكان كمتر از ديگر كودكان عادي نيست ( انجمن مونته سوري امريكا ، 2004 ) .
بحث :
موفقيت روش مونته سوري بيشتر بدليل محيط آموزشي از پيش آماده شده آنست . در اين محيط ، مواد آموزشي بكار برده مي شوند كه تجربيات چند حسي و ملموسي در اختيار كودك مي گذارد و كودكاني فعال بار ميآورد. محيط مونته سوري به كودك بازخوردهايي آني و تصحيح كننده مي دهد و موقعيتهاي كاري مستقلي در اختيار كودك قرار مي دهد . پيشرفت رشدي كودك و چگونگي يادگيري و علاقمندي هايش را مربي كار آزموده از طريق مشاهده علمي مورد ارزيابي قرار ميدهد . مربي ، درس ها و مواد آموزشي پيشنهادي را جهت ميدهد و روش ارزيابي را بر اساس برنامه آموزش از پيش تعيين شده و مصوب به اجرا در مي آورد ( مركز شنوايي و گفتار بوفالو ، 2004 ) .
در سال 2001 ميلادي قانون “ هيچ كودكي جا نماند ” در ايالات متحده ، مصوبات جديدي را مطرح كرد و تلاش بر آن است كه شكاف موجود بين دانش آموزان اقليت محروم با همسالانشان از بين برود . اين قانون بر 4 اصل اساسي استوار است : مسئوليت بيشتر براي كسب نتايج بهتر ، افزايش انعطاف پذيري و كنترل نزديك ، عرضه گزينه هاي بيشتري به والدين براي انتخاب روش مناسب و تاكيد بر آموزش روش هايي كه كارايي شان اثبات شده است (دپارتمان آموزش ايالات متحده ، 2004 ) . روش مونته سوري اكنون جايگاه ويژه اي در آموزش و پرورش بسياري از كشورهاي جهان پيدا كرده است و با توجه به مواردي كه ذكر شد در آموزش و پرورش كودكان استثنايي ميتواند بسيار مفيد و كارساز باشد ( روش مونته سوري ، 2004 ) .
عنوان مقاله:
بازی دبستان و پیش دبستان
روان شناسی بازی در تدریس
مقدمه
کودکان جهان اهل هر کجا و از ملت و مذهبی و هر قوم و قبیله ای که باشند نیاز به بازی دارند و بازی می کنند . فراموش نکنیم که بزرگسالان هم گهگاه و از سر تفنن چنین نیازی را حس می کنند. آدمیان در هر سن و سالی که باشند بازی می کنند . هر کس قسمتی از وقت شبانه روزی خود را صرف بازی و تماشا می کند تا دمی از رنج جهان بیاساید و دنیای جدی را فراموش کند . اما دنیای جدی کودک همان دنیای بازی است . کودک با بازی بزرگ می شود تحول می یابد و به جانب کمال می رود .
اهمیت بازی در زندگی کودک آنچنان آشکار است که نیاز چندانی به استدلال ندارد . بازی نه تنها برای اندامهای گوناگون بدن ، پرورش عضلات و صرف انرژی اضافی که عدم مصرف آن حساسیت و عصبانیت را در پی دارد ضروری است ، بلکه یاری دهنده کودک در شناخت محیط و تسلط بر آن است .
کودک بدون بازی به خصوص بازی با کودکان دیگر خودخواه ، خودبین وخودرای می شود. بازی شیوه همکاری و تبادلات با دیگران و رعایت حقوق آنان را به کودک می آموزد. آن گونه رفتار اجتماعی که کودک از طریق بازی آزاد و بدون تکلف در خارج از محیط مدرسه می آموزد بسیار فراتر از آموزشی است که از طریق تماس و بازی با کودکان در محیط مدرسه حاصل می شود . افزون بر این تمایل کودک به تماسهای اجتماعی در بازی های آزاد ارضا می شود .
کودک از راه بازی با کودکان دیگر شیوه ایجاد روابط اجتماعی با بیگانگان و حل مسائل و مشکلات ناشی از آن را فرا می گیرد . بازی های گروهی به کودک می آموزد که باید در برابر کمک دیگران پاسخگو باشد و محبت آنان را به هر وسیله ممکن قدر شناسد.
از سوی دیگر کودک از طریق بازی های گروهی بردباری به هنگام خشنودی و فروتنی را به هنگام پیروزی فرا می گیرد .
بازی آموزش است کودک از طریق بازی ها و ورزشهای گوناگون ، مهارتهای گوناگون و شایان توجهی کسب می کند .
بازی درمان است کودک در زندگی روزمره باید بتواند خود را به شیوه ای از نگرانی ها و ناراحتی های ناشی از فشارهای محیطی تخلیه کند . بازی با فرصتی که برای بروز و بیان عواطف فراهم می کند نقش پالاینده روانی را برای وی دارد .
در نهایت باید گفت که بازی از بهترین عوامل پرورشی اخلاقی کودک است .
نظریه های بازی
الف - نظریات پیشوایان و دانشمندان اسلامی :
تعالیم اسلامی در تربیت ابعاد وسیعی دارد و علاوه بر اینکه برای دوران پیش از تولد دستورات موکدی دارد برای دوران پس از تولد نیز توصیه هایی می نماید . اسلام دوران هفت سالگی اطفال را زمینه ساز دورانهای دیگر زندگی می داند . پیشوایان دینی بازیگوشی و جنب وجوش کودکان نه تنها مضر نمی داند بلکه برای کودکانی که در دوران طفولیت بازیگوش ، فعال ، سیری ناپذیری از بازی هستند آینده ای برتر پیش بینی می کند و معتقدند که در اثنای این فعالیتهای آزادمنشانه است که کودکان از رشد کافی برخوردار می شوند و والدین را موظف می کند تا از بر آوردن در خواستهای مشروع کودکان سر باز نزند .
( ابو علی مسکویه ) از دانشمندان ایرانی است که در برنامه تربیتی پیشنهادی خود جست وخیز بازی و تحرک کودکانه را توصیه می کند و از مراجع تعلیم و تربیت زمان خود می خواهد تا به ورزش و بازی کودکان توجه کنند .
( امام محمد غزالی ) در برنامه پیشنهادی خود برای آموزش کودکان ساعاتی از وقت مراکز تعلیم و تربیت را به بازی و ورزش اختصاص می دهد .
از نظر( خواجه نصیر الدین طوسی ) بازی وسیله ای است برای بروز تواناییهای کودکان ، برانگیختن شور و نشاط آنها و در پایان وسیله ای برا ی رسیدن کودکان به سلامت جسم و روح است .
ب - نظریات دانشمندان دیگر درباره بازی :
عقاید ( فروبل) در مقایسه با دیگر عقاید درباره بازی اثرات بسیار زیاد به جای گذاشته است . نامی که برای کلاس ها ی کودکان به عنوان (kindergarten) یا باغ کودکان انتخاب کرد دراین امر هم مهم بود . ( فروبل ) بر این باور است که بازی های کودکان به منزله هسته حیاتی برای همه دوره های زندگی است زیرا رشد بروز شخصیت کودک از راه بازی میسر است و در حقیقت بازی موجب بروز استعداد و شخصیت کودک می شود و از سوی دیگر می توان بسیاری از نابهنجاری های کودک را از طریق بازی درمان کرد .
خانم ( ماریا مونته سوری ) که پزشک ومربی تربیتی از اهالی ایتالیا بود بازی را مدرسه بزرگی می داند که کودک در آن پرورش می یابد و نیروی بدنی ، ذهنی و اجتماعی او رشد می کند و برای زندگی کردن از هر جهت آماده می کند .
( ژان پیاژه) که در این زمینه نقشی ارزنده وتعیین کننده ایفا کرده است و از مهم ترین و معروفترین روان شناسان محسوب می شود به کار طبقه بندی بازیهای کودکان دست زده است .
او معتقد است پیشرفت و بازی کودکان در مسیر رشد تکامل خود به شکل :
1- بازی های تمرینی
2- بازی های نمادین
3- بازی های با قاعده نمایان می گردد .
بازی های با قاعده در سنین 4 تا 7 سالگی ادامه می یابد ودر 11 سالگی به مرحله نهایی رشد خود می رسد . در این مرحله اثرات بازی برای تمام عمر باقی می ماند و همزمان با رشد کودک و گذشت به صورت کاملتر انجام می شود .
اهداف بازی
فراموش نکنیم که بازی به هر حال اهدافی دارد . هدف پاره ای از بازی ها ، بدین گونه تعیین می شود :
1- نشان دادن میزان رشد ذهنی کودک
2- تقویت نیروی ادراک ، استدلال فهم و درک کودک
3- مقایسه نحوه تفکر کودک با نحوه تفکر بزرگسالان وبررسی تکامل آن
نتیجه تحقیقاتی که متخصصان تعلیم و تربیت و روان شناسان انجام داده اند این است که اگر پدر و مادر یا متصدیان پرورش کودکان در کار بازی آنان مراقبت کنند کودکان با تجربه ها و فعالیتهای سازنده روبه رو خواهند شد که در بنای زندگی آنان بسیار موثر است و نه تنها نارسایی های فراوان ذهنی آنان را بر طرف می کند بلکه موجب رشد هوش آنان می گردد.
بازی و مسائل روحی و روانی
باید به خاطر سپرد که بازی کودک را در تبدیل شخصیت یاری می کند و در پیشبرد او به جانب کمال عاملی بسیار موثر و دلیلی برای تکامل و رشد عضلانی کودک است . از طرف دیگر موجب تخلیه نیروی زاید کودک می شود و همین امر سبب می گردد کودک را از خطر نیروی سر کوب شده ، ناآرامی ، کج خلقی ، عصبانیت و شرارت باز دارد .
نکته مهم آن که که بازی وسیله ای است برای درمان مشکلات رفتاری و روانی زیرا بازی وسیله تصفیه است و انرژی سرکوب شد ه را از میان می برد .
فکر کنید کودک گرفتار محدودیت هایی است که خانواده یا مدرسه ایجاد یا به او تحمیل می کنند . همین امر موجب می گردد که برای کودک تنش ها وتشنج هایی به وجود آید . اما بازی بدو فرصت می دهد آثار این محدودیت ها را از خود دور کند خود را در جامعه مطرح سازد و بشناساند . از این گذشته بازی فرصتی به کودک می دهد که نیازها و تمایلات خویش را که ا ز راههای دیگر برآورده نمی شود از این راه بر آورد. چنان که چوبی را اسب فرضی می گیرد و به آن سوار می شود ، شلاق می زند و می تازد و بدین وسیله نیاز به اسب سواری را تسکین می دهد در نتیجه آرامشی می یابد و به حل معضلات و مشکلات خصوصی خویش می پردازد و راه سلوک مناسب را با سایر کودکان یا خواهر و برادر و یا بزرگتر ها می یابد .
روان شناسان از بازی برای درمان کودک استفاده می کنند و ( بازی درمانی ) امروز در دنیا یکی از مهم ترین و ارزشمندترین راه رهایی کودک از اغلب مشکلات روانی و رفتارهای نابهنجار شناخته شده است . از نظر تربیتی نیز کودک از طریق بازی به ویژه با اسباب بازی ها ، رنگ ها ، شکل ها و اندازه ها ، مناسبت ها و تناسب ها و روابط اشیا را با هم و خودش می شناسد .
بازی و مسائل اجتماعی
از نظر ارزش اجتماعی کودک از بازی های دسته جمعی فرا می گیرد که چگونه با جامعه رابطه برقرار و مشکلات ناشی از این روابط را حل کند و راه معاشرت صحیح و مناسب و مقابله به مثل و تعامل را یاد می گیرد . افزون بر آن از طریق بازی با دیگران حس همکاری و معاضدت را فرا می گیرد و میزان متعادل توقعات خود را از دیگران در می یابد و متوجه می شود که دیگران باید چه قدر از او توقع داشته باشند و نتیجه آن که کودک فرا می گیرد که رفتار اجتماعی او چگونه باشد .
بازی و مسائل آموزشی
بازی بهترین وسیله ای است که از طریق آن می توان بسیاری از مفاهیم را آموزش داد زمانی که یادگیرندگان خود در امر تدریس مشارکت داشته باشند امر آموزش برای آنان بسیار بهتر و آسان تر صورت می گیرد . اگر تدریس مفاهیم به صورت بازیهای متنوع طراحی شود هم فضای لذت بخشی در کلاس ایجاد می شود و هم می توان به هدف اصلی خود که آموزش مفاهیم توسط خود یاد گیرندگان هست نائل آییم .
تاثیر بازی در آینده کودکان
1- افق دید کودک وسیع می شود .
2- اندیشه اش گسترش می یابد .
3- به ذهن کودک نظم منطقی می دهد .
4- او را به داوری صحیح قادر می سازد .
5- دنیای خارج از ذهن خود را بهتر می شناسد .
6- تلقی ودریافت او از امور دقیق تر و واقع گرایانه تر می شود .
7- به تجربه ها و توانایی های خود پی می برد .
بازی از نظر چگونگی اجرا
1- بازیهای فردی
2- بازیهای گروهی یا جمعی
1- بازی های فردی :
درباره بازیهای فردی کودک به تنهایی اقدام به بازی کرده و دیگران در بازی او دخالتی ندارند . گاه کودکان ممکن است دقایق بسیاری را با شی مخصوص که برای آنها تازگی دارد به بازی می پردازند . بازی فردی به دلیل خاصیت ویژه ای که دارند احتیاج زیاد به خیال پردازی و قوه تخیل دارند که این امر خود موجب تقویت و گسترش قوه تخیل و ذهن کودک می شود . باید دانست که با رشد گرایش او به بازی گروهی بیشتر می شود .
2- بازی های گروهی:
بازی جمعی به آن دسته از بازیهایی اطلاق می شود که در آن دو یا چند نفر شرکت دارند . بازی جمعی معمولا دارای قوانین خاصی بوده و افرادی که در آن شرکت دارند باید از این قوانین خاص پیروی نمایند . اصولا لذت بردن از بازی جمعی بستگی به رعایت همین قوانین دارد .
خصوصیات وسایل بازی:
وسایل بازی باید دارای 5 خصوصیت زیر باشد :
1- به کودک کمک کند تا تجربه کند ، کشف کند و طبیعت و دنیای اطرافش را بشناسد . مهم ترین مواد در این قسمت آب ، زمین ، گل رس و نقاشی است .
2- محرک قوه خلاقه کودک باشد .
3- محرکی برای تصورات کودک باشد .
4- به کودک کمک کند تا مهارتهایی را که در بزرگسالان ممکن است برای او سودمند باشد بیاموزد مانند استفاده از قیچی ، چسب
5- وسیله ای باشد تا غیر مستقیم در جهت تکامل تواناییهای فیزیکی و روانی کودک او را یاری کند .
بازی های فردی
قسمتی از بازیهای مهم به سنین 3 تا 6 سال بازیهای است که در ارتباط با حواس پنجگانه می باشد که نمونه هایی از این بازیها ارائه می شود :
1- تقویت حس لامسه
یک جعبه به اندازه تقریبی جعبه کفش را انتخاب کرده و در دو طرف آن دو سوراخ به اندازه ای که دست کودک داخل آن برود درست می کنیم . بعد از این کار می توانیم اشیای مورد استفاده روزمره کودک مثل حوله ، شامپو ، مسواک و .....را قرار دهیم و از کودک بخواهیم بدون اینکه داخل جعبه را نگاه کند اشیای مختلف را لمس کرده و حدس بزند چه شی را لمس می کند یا اینکه ا زکودک بخواهیم به وسیله لمس یک شی بخصوص را که مورد نظر ماست از جعبه بیرون بیاورد . اگر درست حدس زد می تواند به بازی ادامه دهد .
2- تقویت حس بیناییی
برای اینکه حس بینایی کودک را تقویت کنیم ابتدا باید معلوم کنیم که قدرت بینایی کودک تا چه حدی است ؟ و اینکه کودک دچار بیماریهای خاص چشم می باشد یا خیر و بعد از اینکه به خوبی به سلامت چشم کودک پی می بریم بازیهای متناسب با قدرت چشم او تربیت می دهیم .
یکی از بازیهای مربوط به رنگ و تفکیک رنگهاست تعدادی مقوا به ابعاد 10*7 س می بریم ومقداری کاغذ رنگی با رنگهای متنوع و ا زهر رنگ 4 عدد انتخاب کرده و آنها را روی مقواها می چسبانیم . بچه ها هم می توانند شما را در بریدن کاغذها کمک کنند .
الف - شناخت رنگ : مرحله اول گفتن اسم رنگهاست . نحوه بازی به این ترتیب است که تمام کارتهای درست شده را بر می گردانیم به طوریکه آنها مشخص نباشد . در شروع بازی از کودک می خواهیم کارتها را یکی یکی برگرداند و نام رنگ هر کارت را بگوید .
ب - بازی حافظه : در این بازی کلیه کارتها را به نحوی که رنگ آنها پیدا نباشد سوی زمین یا میز می گذاریم . بعد کودک یک کارت را انتخاب کرده و رنگ آن را می بینید و مجددا آن را روی میز می گذارد به ترتیبی که رنگ آن مشخص نباشد . سپس سعی می کند با به خاطر آوردن رنگ کارتی که دیده از بین کارتهای دیگر یک کارت هم رنگ با آن را با یکی یکی بر داشتن کارتها پیدا کرده . اگر این کار را درست انجام داد می تواند بازی را ادامه دهد .
3 - تقویت حس شنوایی
یک نوار ضبط صوت انتخاب کرده روی آن صداهای مختلف مانند صدای پدر ، مادر ، خواهر ، برادر یا نزیدکان او و صداهای حیوانات مختلف و اشیای مختلف عوامل طبیعی مانند صداهای باز و بسته کردن در ، صدای باد ، طوفان ، صدای موتور اتومبیل ، صدای تلفن و......... را ضبط می کنیم . باید بعد از ضبط هر صدا ، مدت یک یا نیم دقیقه سکوت باشد بعد صدای جدید بیاید تا کودک در فاصله بین دو صدا بتواند نوع صدا را تشخیص دهد .
4 - تقویت حس بویایی
شرحی که کودکان از چگونگی حس بویایی می دهند معمولا به تجربیات کودکان در حس بویایی مربوط می شود که باآنها سروکار دارند . یکی از بازیهای بسیار جالب اینست که چشم او را ببندیم به طوری که هیچ چیز را نبیند چیزهای مختلف را به نزدیک بینی او می بریم بعد از انجام هر قسمت از آزمایش اگر جواب صحیح یا غلط بود کودک می تواند چشم خود را باز کرده و شکل چیزی که بوی آن را آزمایش کرده ببیند بعد دو مرتبه چشم خود را بسته و به بازی ادامه دهد .
بازی دیگری که توسط ( ماریا مونته سوری ) ارائه شده شامل دو جعبه می باشد که در داخل هر کدام از جعبه ها 6 استوانه قرار دارد وهر استوانه دارای بو یا اسانس مخصوصی است . استوانه های هر جعبه 6 بوی مختلف دارند از هر بو [ دو نمونه ] . طریق تمرین به این ترتیب است که کودک می تواند ابتدا به درک بوهای مختلف بپردازد . بعد می تواند بوهای یکسان را دو به دو طبقه بندی کند و بوهایی را که تقریبا شبیه هم هستند پیدا کند .
5 - تقویت حس چشایی
در این بخش بهتر است کودک بدون استفاده از دیگر حواس از حس چشایی استفاده کند . یکی از بازیهای جالب فراهم آوردن موقعیتی است تا کودک بتواند در مدرسه یا کودکستان خوردنیهای مختلف را بدون اینکه ببیند با چشم بسته بچشد و سپس نوع خوردنی را تشخیص دهد .
پازل ، بازی با لگو ، باآب ، با گل رس ، با ماسه هم نمونه های دیگری ازبازیهای فردی است .
( مونته سوری ) برای رشد و هماهنگی بین اعضا حواس کودک و ایجاد مهارت در زمینه های ابتدایی کودک وسایل را طرح ریزی و تهیه کرد . این وسایل کمک می کنند تا کودک عملا با طرز کار و باز و بسته کردن بند ، زیپ ، دکمه و قزن آشنا شود .
بازی های گروهی
یکی از هدفهای اساسی بازی کودک کمک به او در امر :
1- سازگاری با محیط جامعه
2- رشد جسمانی
3- رشد ذهنی
4- آموزش است .
بازیهای گروهی کودک را در این 4 امر یاری خواهد کرد . نمونه هایی از بازیهای گروهی در کتاب بازیهای آموزشی نوشته آقایان مصطفی مقدم و منوچهر ترکمان مفصلا توضیح داده شده است . از این بازیها برای هم کودکان پیش دبستانی و هم دبستانی می توان استفاده کرد . اهداف هر بازی در شروع توضیح چگونگی اجرای بازی آمده است .
سرگرمی های ( علمی و آموزشی)
به تجربه ثابت شده است که یکی از بهترین وسیله ها و طبیعی ترین شیوه ها برای جذب دانش آموزان به دروس مختلف و ایجاد انگیزه از آموزش غیر مستقیم معرفی بازیها وسرگرمی های علمی متنوع شوق آور و آموزنده است .
معلمان می توانند در حین تدریس یا دقایق پایانی وقت کلاس برای ایجاد تنوع و فهم و درک بیشتر دانش آموزان از سرگرمی ، معماها ، بازیها خاصه آنها که بر اصول علمی استوارند استفاده کنند . اگر انتزاعی ترین موضوعهای علمی به شکل معماها و بازیهای علمی در آید فهم و درک آنها به سهولت امکان پذیر است .
سرگرمی و بازیهای علمی شرایط و زمینه مساعدی برای :
1 - رشد ذهنی
2 - تقویت قوه ابتکار و تخیل
3 - تفکر تحلیل و تمرکز فکری و تحکیم نیروی ارادی
4 - مقابله با مشکلات روز افزون اجتماعی
5 - درک فهم هیجان انگیز و لذت بخش بودن دنیای دانش
فراهم می شود .
در این قسمت از مقاله مجموعه سرگرمی های علمی و آموزشی که درمجله رشد تکنولوژی آموزشی در هر ماه به چاپ می رسد نمونه هایی ر ا به اختصار بیان می کنم . در صورت تمایل می توانید توضیحات مفصل تر آنها را در مجلات مطالعه کنید .
1 - معمای مار حلقوی
یک مار کامل را به صورتی که بدنش به صورت حلقه ای قرار گرفته و دمش را در دهنش کرده روی مقوایی رسم می کنیم و سپس آن را به ده قسمت می بریم و در هم می ریزیم .
ابتدا داستانی را که مفصل آن در جمله رشد تکنولوژی آموزشی شماره 2 – آذر ماه 74 آمده برای دانش آموزان تعریف می کنیم . سپس از آنها می خواهیم این مار رابه صورتی که دمش در ذهنش باشد درست کنند .
2 - معمای ستاره پنج پر پنهان
شکل خاص را تکثیر کرده و به هر دانش آموز می دهیم و از آنها می خواهیم که شکل یک ستاره 5 پر کامل در آن تصویر پیدا کنند .
3 - معماهای ریاضی
معماهای با عناوین من چه عددی هستم ؟ دانش آموز را به سرعت در انجام چهار عمل اصل کمک می کند و همچنین به هوش ریاضی او کمک می کند .
4 - معماهایی درباره معرفی شخصیتها یا اماکن تاریخی و باستانی یا شهرهای ایران ( درباره ادبیات ، تاریخ ، جغرافیا )
پس از اینکه سوال مورد نظر را طرح کردیم با توضیحاتی دانش آموز را به جواب مورد نظر هدایت می کنیم . می توانیم برای هر قسمتی از توضیحات امتیاز بدهیم و هر چقدر زودتر به جواب مورد نظر رسید امتیاز بیشتر خواهد گرفت .
مساله که باید به آن توجه داشت اینست که سوالات باید در حیطه علمی دانش آموز باشد .
5 - بازی ببین ، بخوان ، جور کن ( مخصوص دانش آموزان دبستانی به خصوص پایه های اول تاسوم )
کاربرد در تدریس فارسی
هدفهای آموزشی :
1 - شناسایی و تشخیص کله های آموخته شده ( املا و تصویر هر کلمه )
2 - تطبیق دادن هر کلمه با تصویر معادل آن
3 - آموختن کلمه های جدید
این بازی توسط ( کارت – کلمه ) و تصاویر انجام می شود . در این بازی از دانش آموزان هم می توان کمک گرفت تا کارتها و تصاویر را آماده کنند .
6 - بازی ( مسابقه داستان نویسی ) ( مخصوص دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم )
کاربرد : تدریس درس فارسی
هدفهای آموزشی :
1. تمرین جمله سازی ( ترکیب و جور کردن کلمه ها در یک جمله با مفهوم روشن )
2. تمرین داستان نویسی ( تمرین ساختن داستانهای کوتاه و ساده با استفاده از جمله هایی که خود بازیکنان ساخته اند )
3. بیان کردن اندیشه ها و نیز اتفاقات زندگی به صورت نوشته های کوتاه و با مفهوم
این بازی به مجموعه ای از ( کارت – کلمه ) هایی نیاز دارد که یک دسته آنها حاوی صفت دسته ای دیگر حاوی فعل و دسته آخر حاوی مفعول باشد . این کلمه ها باید برای بچه ها آشنا و ملموس باشد و بهتر است برای هر دسته از کارتها رنگ خاصی را انتخاب کنیم . در ضمن کلمه هایی را انتخاب کنیم که به طور مستقیم و صریح با واقعیات و اتفاقات محیط زندگی دانش آموزان مرتبط باشد واز آوردن کلمه ها و عبارات خیالپردازانه و غیرواقعی اجتناب کنیم .
توضیح بیشتر این بازی جذاب در مجله رشد تکنولوژی آموزشی شماره 6 ،اسفند 79 در صفحه 45 آمده است .
7 - بازیهای آموزشی دست ساخته دانش آموزان
می توان دراین امر از خود دانش آموزان بخواهیم تا بازی آموزشی طراحی کنند و در صورت مناسب و جالب بودن آن را در کلاس اجرا کنیم و به کلاسهای دیگر هم معرفی کنیم . طراحی بازی ذهن دانش آموزان را پرورش می دهد و آنها را به خلق اثری جدید رهنمون می کند این کار به غیراز پرورش قوه ابتکار و خلاقیت به یادگیری مسائل درسی او کمک می کند .
فروش اینترنتی:
شما میتوانید با کلیک بر روی دکمه خرید پستی و پر کردن فرم مربوطه پس از مدت کوتاهی محصول فوق را از طریق پست دریافت کنید. دانلود